Insight 43 — بازسازی VD در بیماری که استاپ خلفی ندارد: وقتی تغییر تماس قدامی، یک سرنخ است، نه یک مشکل
تاریخ انتشار:
آخرین بازبینی:
توضیح بالینی
وقتی فضا نیست، اولین سؤال این نیست که چطور بسازیم—بلکه این است که فضا کجا رفته
- بیماری را در نظر بگیر که دندانهای خلفی و استاپهای اکلوزال خلفی را از دست داده است. وقتی به قوس نگاه میکنی، میبینی فضای کافی برای رستوریشنهای خلفی وجود ندارد. اولین واکنش ذهنی معمولاً این است که باید VD را اصلاح کرد تا فضا فراهم شود. اما همینجا، در همین قدم اول، یک نکته نهفته است که اگر از کنارش رد شویم، تصمیم بعدی را اشتباه خواهیم گرفت.
- وقتی VD را تغییر میدهی، تماس دندانهای قدامی از بین میرود. اینجا لازم است بین دو سناریوی متفاوت تمایز قائل شد، چون تفسیر این پدیده در هر کدام فرق میکند.
- اگر دندانهای قدامی حالت سایشی داشته باشند، از بین رفتن تماس پس از افزایش VD کاملاً قابل انتظار است. در این حالت، خود سایش، دندانها را از فرم اولیهشان خارج کرده و تماس از دست رفته، نتیجه طبیعی همان فرسایش است. اینجا تصمیم روشن است: دندانها باید بازسازی شوند تا از حالت سایشی خارج شوند و تماس در VD جدید دوباره برقرار شود.
- اما سناریوی دوم جای دیگری است که آدم میتواند گیج شود. وقتی دندانهای قدامی شکل سایشی ندارند و با این حال، افزایش VD باعث تغییر رابطه و جداییشان میشود، اولین واکنش ذهنی معمولاً این است که «کار را خراب کردهام». اینجا باید مکث کرد. یک فرض ناخودآگاه پشت این هشدار نهفته است: اینکه بیمار قبل از دست دادن دندانهای خلفی، اکلوژن قدامی نرمال داشته. این فرض، گاهی اشتباه است.
- همانطور که مالاکلوژنها در افراد دنداندار شیوع قابل توجهی دارند، در افرادی هم که ساپورت خلفی را از دست دادهاند، میتواند یک مالاکلوژن از پیش موجود وجود داشته باشد—مالاکلوژنی که زیر بایت فروریخته پنهان شده و حالا با تغییر VD، خودش را نشان میدهد. این نکتهای است که باید بهعنوان یک فاکتور همیشگی در ذهن داشته باشیم تا وقتی تماس قدامی غیرعادی به نظر میرسد—در دندانی که هیچ نشانهای از سایش ندارد—گیج نشویم و آن را اشتباهاً به مداخله خودمان نسبت ندهیم.
- این بازخوانی، تصمیمگیری را عوض میکند. در این بیمار، بایت باز شد—اما نه به این معنا که VD را افزایش دادیم؛ بلکه VD را به چیزی که برآورد میکنیم زمانی بوده، regain کردیم. تمایز بین «افزایش VD» و «بازپسگیری VD»، فقط یک بازی با کلمات نیست. وقتی VD را افزایش میدهی، داری به سیستم چیزی اضافه میکنی که قبلاً نبوده. اما وقتی regain میکنی، داری سیستم را به موقعیتی برمیگردانی که برآورد بالینی میگوید زمانی در آن قرار داشته.
- اکلوژن نهایی این بیمار، چیزی شبیه Class II div 1 بود—و این، با تصویری که از تماس قدامی غیرعادی پس از regain دیدیم، همخوانی داشت. یعنی آنچه در ابتدا به نظر یک «اختلال ایجادشده» میآمد، در واقع آشکار شدن یک الگوی پنهان بود که زیر بایت فروریخته پوشانده شده بود.
- لایه بعدی تصمیم، طراحی شیب کاسپی بود. وقتی اکلوژن Class II div 1 است و قرار است رستوریشنهای خلفی در یک VD بازسازیشده ساخته شوند، شیبهای کاسپی عمیق میتوانند در حرکات طرفی، تداخل ایجاد کنند. به همین دلیل، به لابراتوار گفتم شیبها را عمیق نگیرد—تا بتوانم اکلوژن را در حرکات طرفی، بدون درگیر شدن با تداخلهای کاسپی، بازسازی کنم.
-
نکته کلیدی:
وقتی در بیماری با از دست دادن استاپ خلفی، VD را regain میکنی و میبینی تماس دندانهای قدامی غیرعادی شد، باید بین دو حالت تمایز قائل شوی. اگر دندانها سایشی هستند، از دست رفتن تماس طبیعی است و با بازسازی حل میشود. اما اگر دندانها سایشی نیستند و باز هم رابطهشان تغییر کرد، اولین تفسیر نباید این باشد که «کار را خراب کردهام». همانطور که مالاکلوژنها در جمعیت دنداندار شیوع دارند، در بیماران بدون ساپورت خلفی هم میتوانند از قبل وجود داشته باشند و فقط با regain کردن VD آشکار شوند. این فاکتور باید همیشه در ذهن باشد تا در لحظه تصمیمگیری، گیج نشویم. تصمیم درست نه اصرار بر بازسازی یک «اکلوژن ایدهآل»، بلکه پذیرفتن الگوی واقعی بیمار و طراحی رستوریشنها—از جمله شیبهای کاسپی—متناسب با همان الگوست.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.