سایت مطب یعنی چه، و چه چیزی نیست
متنِ این قسمت
وقتی میگوییم سایت، تصویری که در ذهن میآید یک صفحهی اول است با یک عکس بزرگ و یک منو بالای آن. باقی چیزها پشت آن منو.
ولی کسی که سایت تو را باز میکند معمولاً از صفحهی اول وارد نشده. سؤالش را تایپ کرده و مستقیم افتاده وسط همان متنی که جوابش را داشته. ممکن است صفحهی اول تو را اصلاً نبیند. همان صفحهای که بیشترین وقت و پول صرفش میشود.
پس شکل واقعیاش چیست
سایت یک ساختمان با یک در نیست. چند در دارد که هر کدام مستقیم به یک اتاق باز میشوند، و آدمهای مختلف از درهای مختلف وارد میشوند.
سایت اولی که در قسمت قبل گفتم یک در دارد و پشتش یک لیست. سایت دوم چند در دارد، چون هر جوابی ورودی مستقل خودش است.
نتیجهاش این است که هر متنی که اضافه میکنی سایتت را شلوغتر نمیکند، یک در جدید به آن اضافه میکند. بیشتر تصمیمهای بعدی روی همین سوارند.
چه چیزی سایت نیست
طراحی. قالب را عوض کنی، همان سایت باقی میماند.
دامنه. دامنه اسم ساختمان است، مثل dentcast.ir. خریدنش کار سختی هم نیست، ولی به خودی خود یعنی یک اسم که هنوز چیزی پشتش نگذاشتهای. هر در بعداً شمارهی خودش را میگیرد که با همان اسم شروع میشود، مثل dentcast.ir/card.
بستری که رویش ساخته شده. آن هم عوض میشود و چیزی از دست نمیرود. در فصل چهار میبینیم چطور.
آنچه با عوض کردن هیچکدام از اینها از بین نمیرود، دامنهای است که مال توست و متنهایی که خودت نوشتهای و هر کدام شمارهی در خودشان را دارند. سایت مطب یعنی همین.
تعداد در ملاک نیست
یک در، اگر به اتاقی باز شود که کسی دنبالش میگردد، از روز اول سایت است. صد در که همه به یک لیست تکراری باز میشوند نه.
این مجموعه قرار است چه کار کند
از اینجا به بعد مرحله به مرحله جلو میرویم و هر قسمت یک تکهی کار را با هم انجام میدهیم. یاد میگیریم بیمار چه تایپ میکند و گوگل چطور تصمیم میگیرد. یاد میگیریم متنها را چطور بچینی که بعداً به هم بخورند. دامنه میگیریم، اولین متن را مینویسیم، اطلاعات مطب را طوری میگذاریم که گوگل بخواندشان، و آخرش نگاه میکنیم ببینیم چه اتفاقی افتاده.
آخر مجموعه یک چیز واقعی داری، نه یک سری مفهوم: یک دامنه که مال خودت است و اولین در که واقعاً باز است.
ولی آن یک در مقصد نیست، اولین آجر است. یکی را با هم جلو میبریم چون یاد گرفتن روی نمونهی واقعی جواب میدهد. همان کار را بعداً برای در دوم و بیستم خودت تکرار میکنی. اگر آخرش فقط همان یکی را داشته باشی و ندانی بعدی را چطور اضافه کنی، کارم را درست انجام ندادهام.
نگران کامل نبودنش هم نباش. خیلیها به این دلیل شروع نمیکنند که فکر میکنند اول باید چیز کاملی ساخته شود، و کامل هیچوقت نمیرسد.
از اول ساختمان بساز، نه یک اتاق
دو راه هست. یکی اینکه یک اتاق تنها بسازی که فعلاً کافی است، یکی اینکه ساختمانی بسازی که جای چند در دارد و فعلاً یکیاش را باز کردهای.
امروز خروجی هر دو یکی است، همان یک در. فرقشان روزی معلوم میشود که در دوم را بخواهی. در حالت دوم فقط اضافهاش میکنی و به اولی دست نمیزنی. در حالت اول باید همه چیز را جابهجا کنی، یعنی شمارهی در اول هم عوض میشود و هر کسی که آن شماره را جایی داشت به در بسته میخورد. بعداً میبینیم چرا این پرهزینهترین کاری است که میشود با یک سایت کرد.
سرویسهای آمادهای هم که یک صفحهی حاضر زیر اسم خودشان به تو میدهند به همین دلیل جواب نیستند. اسم ساختمان مال آنهاست. همان مستأجری قسمت اول است، با صاحبخانهی کوچکتر.
و مسئلهی بعدی
فرض کن همین یک در را داری، دری که به یک جواب واقعی باز میشود.
اینکه بیمار جلوی آن بایستد یا نه دست تو نیست. او سؤالش را تایپ میکند و گوگل تصمیم میگیرد کدام در را نشانش بدهد. فصل بعد دربارهی این است که این تصمیم بر چه اساسی گرفته میشود، و هیچکدامش راز نیست.