DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

DentAI – تاثیر مایع روی سطح دندان بر دقت اسکنر داخل‌دهانی

English

این مطالعه‌ی in vitro به یک پرسش بالینی روزمره پاسخ می‌دهد که تا پیش از آن فقط در حد توصیه‌ی کارخانه‌ای و بدون شاهد مستقیم بود: وجود مایع روی سطح دندان دقیقا چقدر دقت اسکن دیجیتال را کاهش می‌دهد، و آیا خشک‌کردن با پوآر هوا واقعا آن خطا را جبران می‌کند. یک مدل فک پایین در سه حالتِ سطح دندان — خشک، خیس، و خشک‌شده با هوا — با دو اسکنر Trios 3 و Primescan اسکن شد و نتایج با یک مرجع دقیق (CT صنعتی) مقایسه شد.

مایع دقت را به‌طور معنادار کاهش می‌دهد

وقتی سطح دندان خیس بود، در همه‌ی موارد بدترین trueness و precision را گرفتیم و وقتی خشک بود بهترین نتیجه را؛ این تفاوت هم برای trueness و هم برای precision معنادار بود. نکته‌ی عملی این است که خطای ناشی از مایع یک پدیده‌ی نوری-فیزیکی است، نه شیمیایی. به همین دلیل بین آب خالص و بزاق مصنوعی هیچ تفاوت معناداری دیده نشد. یعنی در محدوده‌ی این مطالعه، ترکیب شیمیایی مایع تعیین‌کننده نیست و صرفِ وجود لایه‌ی مایع روی سطح خطا تولید می‌کند.

باید توجه داشت که این هم‌ارزی فقط بین دو مایع شفاف سنجیده شده که نور را می‌شکنند (آب و بزاق). خون رفتار جداگانه‌ای دارد، چون به‌جای شکست ساده‌ی نور آن را جذب می‌کند و کدر است، بنابراین نباید آن را در همین دسته فرض کرد و کنترل خونریزی داستان مستقلی است. در عمل بزاق و مایع شیار لثه‌ای و آب شست‌وشو همگی باید کنترل شوند، نه فقط یکی از آن‌ها.

خطا کجا متمرکز می‌شود

انحرافات ناشی از مایع تقریبا همیشه مثبت بودند، یعنی سطح دیجیتال بالاتر و ضخیم‌تر از واقعیت ثبت می‌شد. این انحرافات یکنواخت پخش نشده بودند و در سه ناحیه تمرکز داشتند که هر سه از نظر بالینی حساس‌اند:

این الگوی توزیع همان چیزی است که اهمیت بالینی مطالعه را تعیین می‌کند، چون این نواحی دقیقا همان‌هایی هستند که fit نهایی رستوریشن به آن‌ها وابسته است.

آستانه‌ی ۱۲۰ میکرون

انحرافات مثبت ناشی از مایع می‌توانستند از ۱۲۰ میکرون فراتر بروند. این عدد اتفاقی نیست، چون ۱۲۰ میکرون همان discrepancy مارجینال قابل‌قبول بالینی است. به بیان دیگر، حضور مایع در ناحیه‌ی مارجین به‌تنهایی می‌تواند خطایی در حد یا فراتر از کل بودجه‌ی خطای مارجینال تولید کند و high point مجازی بسازد که در نهایت به misfit رستوریشن منجر می‌شود. باید توجه داشت که این یک استنتاج بر پایه‌ی مقایسه با آستانه است، چون در این مطالعه رستوریشنی ساخته و نشانده نشد. ولی جهت و بزرگیِ خطا به‌اندازه‌ای هست که نادیده‌گرفتنش منطقی نباشد.

خشک‌کردن موثر است اما کامل نیست

خشک‌کردن با پوآر هوا (۱۰ ثانیه هوای فشرده) بخش عمده‌ی خطای ناشی از مایع را برطرف کرد و انحرافات تجمع‌یافته در نواحی حساس تقریبا ناپدید شدند. این یافته توصیه‌ی رایج کلینیکی را برای اولین بار با شاهد مستقیم تایید می‌کند. با این حال جبران کامل نبود. در بخشی از حالت‌ها، دقت پس از خشک‌کردن از نظر آماری هنوز با حالت خشک اولیه تفاوت داشت. تعبیر دقیق این است که خشک‌کردن خطا را به‌شدت کاهش می‌دهد ولی همیشه آن را به سطح صفر اولیه بازنمی‌گرداند. پیام عملی این است که خشک‌کردن لازم است اما جای دقت در کنترل رطوبت میدان را نمی‌گیرد.

یک منبع خطای دوم که ربطی به مایع ندارد

این بخش از نظر بالینی مهم است چون به‌راحتی با خطای مایع اشتباه گرفته می‌شود. در ناحیه‌ی مولر، به‌خصوص مولر دوم دو طرف، یک خطای جداگانه دیده شد که افقی و در جهت باکولینگوال بود. این خطا منشأ نوری یا رطوبتی ندارد، بلکه ناشی از stitching algorithm و تجمع خطا هنگام stitching فریم‌ها در اسکن قوس کامل است. مهم‌ترین نکته این است که این خطا با خشک‌کردن برطرف نمی‌شود، چون اصلا از مایع نمی‌آید. در عمل یعنی اگر در ناحیه‌ی خلفی قوس misfit دیدید، خشک‌کردن بیشتر لزوما کمکی نمی‌کند و باید به استراتژی اسکن و کوتاه‌نگه‌داشتن مسیر stitching فکر کرد، نه فقط به رطوبت.

تفاوت دو اسکنر

هر دو اسکنر تحت تاثیر مایع قرار گرفتند، ولی precision عمدتا توسط خودِ دستگاه تعیین می‌شد، نه میزان رطوبت. Primescan در همه‌ی حالت‌ها precision بالاتری از Trios 3 داشت. نکته‌ی ظریف این است که Trios 3 از ابتدا پراکنده‌تر بود و مایع آن پراکندگی را به‌طور آماری معنادار بدتر نکرد، در حالی که Primescan دقت پایه‌ی بسیار بهتری داشت که در حالت خیس بیشتر افت می‌کرد ولی همچنان بهتر می‌ماند. در انتخاب دستگاه برای کار دقیق روی قوس کامل، این تفاوت پایه‌ی precision عامل تعیین‌کننده‌تری از حساسیت به رطوبت است.

جمع‌بندی بالینی

مایع روی سطح دندان یک مانع واقعی و قابل‌اندازه‌گیری برای ثبت ایمپرشن دیجیتال دقیق است، نه یک جزئیات حاشیه‌ای. کنترل رطوبت پیش از اسکن، با تاکید بر ناحیه‌ی مارجین و شولدر اباتمنت، می‌تواند تفاوت بین fit قابل‌قبول و misfit بالینی باشد. خشک‌کردن با پوآر هوا گام موثر و توصیه‌شده‌ای است، ولی باید بدانیم که بخشی از خطای قوس کامل، به‌خصوص در ناحیه‌ی خلفی، منشأ الگوریتمی دارد و با خشک‌کردن حل نمی‌شود.

یک قید زمانی هم لازم است: این نتایج مربوط به نسل ۲۰۲۱ این دو دستگاه و نرم‌افزار آن‌هاست. خودِ مقاله هم در پایان اشاره می‌کند که اسکنرهایی که بتوانند بزاق و خون را تشخیص دهند هنوز جای کار دارند. نسل‌های جدیدتر با پردازش بهتر ممکن است بزرگیِ این خطا را تغییر دهند، هرچند منطق فیزیکی تاثیر مایع همچنان برقرار می‌ماند.

“Influence of Liquid on the Tooth Surface on the Accuracy of Intraoral Scanners: An In Vitro Study”

Yuming Chen, Zhai Z, Li H, Yamada S, Matsuoka T, Ono S, Nakano T — J Prosthodont. 2022;31(1):59-64

DOI: 10.1111/jopr.13358

دکتر فواد شهابیان متخصص پروتزهای دندانی و ایمپلنت

جستجوی سراسری دنت‌کست