DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

DentAI – عوامل موثر بر دقت اسکنرهای داخل دهانی

English

مروری بر متاآنالیز Hardan و همکاران، Journal of Advanced Prosthodontics 2023؛ 15(6): 315-332.

اول یک تفکیک که همه چیز به آن بستگی دارد

واژه‌ی «دقت» یا accuracy یک چتر است و زیرش دو چیز کاملاً متفاوت قرار دارد. تا این دو را از هم جدا نکنیم، نتایج این مطالعه گمراه‌کننده به نظر می‌رسند. خود مقاله هم بر اساس ISO 5725-1 همین تفکیک را مبنا قرار داده است.

ترونس (trueness) یعنی اسکن شما چقدر به واقعیت نزدیک است، یعنی خطای سیستماتیک. تصور کنید ده تیر به سمت سیبل پرتاب می‌کنید. ترونس یعنی مرکز برخورد این ده تیر چقدر به مرکز سیبل نزدیک است.

پرسیژن (precision) یعنی اگر همان اسکن را چند بار تکرار کنید نتایج چقدر شبیه هم درمی‌آیند، یعنی خطای تصادفی. در همان مثال، پرسیژن یعنی ده تیر چقدر نزدیک به هم نشسته‌اند، فارغ از اینکه کجای سیبل هستند.

یک اسکنر داخل‌دهانی می‌تواند در یکی از این دو خوب و در دیگری ضعیف باشد، و در ادامه خواهیم دید که الگوهای اسکن دقیقاً همین رفتار را دارند.

جدول ۱. ترونس در برابر پرسیژن

مولفهیعنی چهنشانه‌ی افت آن
ترونس (trueness)اسکن چقدر به واقعیت نزدیک است. خطای سیستماتیک. در مثال سیبل: مرکز تیرها چقدر به مرکز هدف نزدیک است.خطای انباشته در طول قوس. حساس‌ترین موقعیت‌ها: فریم‌ورک full-arch و کیس ایمپلنت.
پرسیژن (precision)تکرار همان اسکن چقدر نتیجه‌ی مشابه می‌دهد. خطای تصادفی. در مثال سیبل: تیرها چقدر نزدیک هم نشسته‌اند، فارغ از جای هدف.پیش‌بینی‌ناپذیری. یک اسکن خوب درمی‌آید و اسکن بعدی از همان بیمار بد.

خوانش بالینی: مقاله می‌گوید دقت قالب‌گیری، مارجینال فیت و کیفیت رستوریشن نهایی را تعیین می‌کند، ولی این دو مولفه را به سناریوهای بالینی مشخص ترجمه نمی‌کند. اگر بخواهیم ترجمه کنیم: افت ترونس بیشتر خودش را در ابعاد و روابط بین‌قوسی نشان می‌دهد، جایی که خطا در طول قوس انباشته می‌شود، و به همین دلیل در فریم‌ورک‌های full-arch و کیس‌های ایمپلنت حساس‌تر است. افت پرسیژن بیشتر خودش را به شکل پیش‌بینی‌ناپذیری نشان می‌دهد، یعنی یک اسکن خوب درمی‌آید و اسکن بعدی از همان بیمار بد.

این مطالعه چه بود و چه نبود

این مقاله نتایج ۱۵ مطالعه را روی هم جمع کرده و پرسیده: آیا کاری متفاوت با توصیه‌ی کارخانه انجام دهیم، اسکن بهتری می‌گیریم؟

تمام مطالعات وارد شده آزمایشگاهی (in vitro) بودند و روی مدل انجام شده‌اند. مطالعات بالینی عمداً و به‌صراحت از تحلیل کنار گذاشته شدند، به‌طوری که در فرآیند غربالگری، هفت مطالعه فقط به همین دلیل حذف شده‌اند. خود نویسندگان این را به‌عنوان یک محدودیت ذکر کرده‌اند: حذف مطالعات بالینی، تعمیم این نتایج به شرایط بالینی را محدود می‌کند.

بنابراین اندازه‌ی این اثرها را نمی‌توان مستقیماً به دهان بیمار تعمیم داد.

خوانش بالینی: شرایط دهان واقعی، یعنی بزاق، زبان، حرکت بیمار و محدودیت دسترسی، همه در جهت افزایش خطا عمل می‌کنند نه کاهش آن. پس منطقی است که این اعداد را کف خطا در نظر بگیریم نه سقف آن. این استنباط است، نه گزاره‌ی مقاله.

یافته‌ها

جدول ۲. اثر هر متغیر بر دو مولفه‌ی دقت

متغیراثرقدرت شواهد
رطوبت سطحهر دو مولفه افت می‌کنند. سطح خشک نتیجه‌ی بهتری داد.قوی‌ترین یافته‌ی مقاله. اثر بزرگ و در همه‌ی مطالعات یک‌جهت.
لندمارک مصنوعیهر دو مولفه بهبود یافتند.معنادار، ولی اثر در همه‌ی مطالعات یکسان نبود و در یکی از آنها اثر بر ترونس معنادار نشد.
الگوی اسکندوسویه. با S شکل پرسیژن پایین‌تر، با خطی ترونس پایین‌تر.اثر کوچک. الگوی برتر مطلق وجود ندارد و نتیجه وابسته به دستگاه است.
نور محیطتفاوت معناداری در هیچ‌کدام دیده نشد.محدود به مقایسه‌ی نور اتاق با تاریکی مطلق. بخش مروری همان مقاله نتایج ناهمسو دارد.
مواد کمک‌اسکنفقط پرسیژن بهبود یافت. ترونس بدون تغییر.معنادار برای پرسیژن. برتری ماده‌ی مایع بر اسپری پودری از یک مطالعه‌ی منفرد نقل شده، نه از متاآنالیز.

نکته‌ی خواندن جدول: ستون آخر عمداً وجود دارد. اگر فقط ستون میانی را بخوانید، پنج یافته هم‌وزن به نظر می‌رسند، در حالی که فقط اولی اثر بزرگ و پایدار دارد.

۱. خشک بودن سطح، قوی‌ترین یافته

از میان همه‌ی متغیرهای بررسی‌شده، رطوبت واضح‌ترین و یک‌دست‌ترین اثر را داشت. حضور مایع روی سطح دندان به‌طور معنادار دقت اسکن را پایین آورد. این تنها یافته‌ای است که در آن اثر هم بزرگ بود و هم بین مطالعات یک‌جهت.

مکانیسمی که نویسندگان توضیح می‌دهند ساده است: لایه‌ی نازک بزاق باعث می‌شود اسکنر هندسه‌ی سطح را اشتباه بخواند.

نویسندگان برای اینکه نشان دهند این خطا در چه مقیاسی است، به یک مطالعه‌ی قبلی استناد می‌کنند که در آن انحرافات در نمونه‌های آلوده به بزاق از حد ۱۲۰ میکرون، که به‌عنوان آستانه‌ی قابل قبول بالینی در نظر گرفته می‌شود، فراتر رفته بود. این عدد یافته‌ی خود متاآنالیز نیست، ولی مقیاس را دستمان می‌دهد.

خوانش بالینی: خشک کردن کامل سطح قبل از شروع اسکن، از هر تغییری در تکنیک حرکت دادن اسکنر بازده بیشتری دارد. این تنها جایی است که داده‌ها اثر بزرگی نشان می‌دهند.

۲. لندمارک مصنوعی، برای جاهایی که آناتومی کمکتان نمی‌کند

استفاده از مارکرهای مصنوعی هم ترونس و هم پرسیژن را بهبود داد.

منطقش این است: اسکنر با چسباندن تصاویر پی‌درپی به هم (stitching) مدل را می‌سازد و برای این کار به نقاط مرجع پایدار نیاز دارد. در یک قوس دنددار، خود دندان‌ها این نقاط را فراهم می‌کنند. در فک بی‌دندان کامل یا در نواحی وسیع بافت نرم متحرک چنین نقاطی وجود ندارد و خطا در طول اسکن انباشته می‌شود. مقاله به‌طور مشخص روی همین موقعیت تمرکز می‌کند و به مارکرهای رزینی روی کام اشاره می‌کند.

باید توجه داشت که این اثر در همه‌ی مطالعات یکسان نبود و در یکی از آنها اثر معناداری روی ترونس دیده نشد.

نویسندگان در بخش بحث به مطالعه‌ی Flügge اشاره می‌کنند که در آن فاصله‌ی زیاد بین اسکن‌بادی‌های ایمپلنت مشکل‌ساز بود. این یافته‌ی یک مطالعه‌ی منفرد است و بخشی از تحلیل لندمارک نیست.

خوانش بالینی: در قوس دنددار نیازی به این کار نیست، چون خود دندان‌ها نقاط مرجع را می‌دهند. در بی‌دندانی کامل ارزش دارد، و این همان موقعیتی است که خود مقاله رویش تمرکز کرده. کیس ایمپلنت با فواصل بی‌دندان طولانی هم می‌تواند مورد توجه باشد، ولی این را مقاله نگفته: استنباط از کنار هم گذاشتن دو یافته‌ی جدا است، اینکه لندمارک مصنوعی دقت را بهبود می‌دهد، و اینکه در مطالعه‌ی Flügge فاصله‌ی زیاد بین اسکن‌بادی‌ها مشکل‌ساز بود.

۳. الگوی اسکن، جایی که ساده‌سازی خطرناک است

اینجا رایج‌ترین بدفهمی اتفاق می‌افتد. متاآنالیز نگفت یک الگو بهتر است. نتیجه دو طرفه بود و بخش Results مقاله دقیقاً این دو گزاره را کنار هم می‌آورد:

به بیان دیگر هر الگو یکی از دو مولفه را قربانی می‌کند و هیچ‌کدام برنده‌ی مطلق نیست. اندازه‌ی این اثرها هم کوچک بود.

نکات مکملی که از دل همین مقاله بیرون می‌آید:

خوانش بالینی: چون اثر الگو وابسته به دستگاه است، پترنی که روی یک برند جواب می‌دهد لزوماً روی برند دیگر همان نتیجه را نمی‌دهد. این استنباط از گزاره‌ی بالاست، نه مقایسه‌ای که متاآنالیز بین برندها انجام داده باشد. کار عملی این است که به‌جای دنبال کردن پترن‌هایی که دست به دست می‌شوند، مسیر پیشنهادی سازنده‌ی دستگاه خودتان را یاد بگیرید و همان را با حرکت آرام و کنترل‌شده تکرار کنید.

۴. نور محیط

مقایسه‌ی اسکن در نور معمول اتاق با تاریکی مطلق، تفاوت معناداری در ترونس یا پرسیژن نشان نداد.

این نتیجه محدود به همین مقایسه‌ی دوحالته است. در بخش مروری همان مقاله، چند مطالعه اثر شرایط نوری را تایید کرده‌اند و توصیه‌ها با هم نمی‌خوانند: از ۵۰۰ لوکس با دمای رنگ ۳۹۰۰ کلوین تا پیشنهاد ۱۰۰۰ لوکس. در یکی از این مطالعات، جلوگیری از تابش مستقیم چراغ یونیت توصیه شده بود. جمع‌بندی نویسندگان این است که شرایط نوری باید بر اساس مشخصات همان اسکنر انتخاب شود.

خوانش بالینی: لازم نیست اتاق را تاریک کنید. کنار زدن نور مستقیم یونیت از ناحیه‌ی کار هزینه‌ای ندارد و توصیه‌ی دست‌کم یک مطالعه پشتش هست.

۵. مواد کمک‌اسکن

این مواد فقط پرسیژن را بهبود دادند و روی ترونس هیچ اثری نداشتند. یعنی نتیجه را یکنواخت‌تر می‌کنند ولی لزوماً به واقعیت نزدیک‌تر نمی‌کنند.

نکته‌ای که در بخش بحث مقاله و به نقل از یک مطالعه‌ی منفرد آمده: مواد مایع که با براش اعمال می‌شوند لایه‌ی نازک‌تر و یکنواخت‌تری نسبت به اسپری پودری می‌سازند، چون ضخامت لایه‌ی پودر به بزاق، مهارت اپراتور و فضای در دسترس وابسته است. این یافته‌ی متاآنالیز نیست.

خوانش بالینی: کاربرد اصلی این مواد در سطوح براق و متریال‌های بازتاب‌دهنده است، نه در اسکن روتین دندان طبیعی.

چقدر می‌توان به این نتایج تکیه کرد

سه محدودیت که در استناد به این مقاله باید در نظر گرفته شوند:

  1. همه‌ی داده‌ها آزمایشگاهی هستند و خود نویسندگان تعمیم به شرایط بالینی را محدود دانسته‌اند.
  2. بر اساس ارزیابی خود مقاله، بیشتر مطالعات وارد شده در سطح risk of bias متوسط و تعداد قابل توجهی در سطح بالا قرار داشتند. فقط سه مطالعه در گروه low risk of bias بودند. ضعف‌های تکرارشونده: بلایند نبودن اپراتور، مشخص نبودن تعداد اپراتورها و نبود محاسبه‌ی حجم نمونه.
  3. مطالعات جمع‌شده در هر تحلیل واقعاً شبیه هم نبودند. اسکنرها، نرم‌افزارهای اندازه‌گیری و حتی تعریف پترن‌ها بین مطالعات فرق داشت. خود نویسندگان می‌گویند استانداردسازی روش‌ها لازم است تا مقایسه‌ها معنا پیدا کنند. عملاً یعنی میانگین‌های گزارش‌شده جهت کلی را نشان می‌دهند، نه عدد قابل استناد.

یک هشدار برای استناد: در مورد الگوی S شکل، چکیده‌ی این مقاله با بخش Results و Discussion خودش ناسازگار است. چکیده می‌نویسد ترونس و پرسیژن با این الگو بهبود یافتند، در حالی که بخش نتایج، بخش بحث و نمودارها جهت مخالف را نشان می‌دهند. اگر به این مقاله ارجاع می‌دهید، به بخش نتایج استناد کنید نه به چکیده.

جمع‌بندی چیرساید

این ترتیب، خوانش بالینی نویسنده از مقاله است و ترتیب خود مقاله نیست.

  1. سطح را کاملاً خشک کنید. تنها موردی که داده‌ها اثر بزرگ و یک‌دست نشان می‌دهند.
  2. مسیر پیشنهادی سازنده‌ی دستگاه خودتان را یاد بگیرید و به آن پایبند باشید. داده‌ها از هیچ الگوی جهان‌شمولی حمایت نمی‌کنند، و در دست‌کم یک مطالعه، مسیر خود کارخانه بهترین نتیجه را داد.
  3. آرام و کنترل‌شده حرکت کنید. سرعت بالا و تغییر ناگهانی جهت، خطای stitching می‌سازند.
  4. در بی‌دندانی کامل، لندمارک مصنوعی را در نظر بگیرید. جایی که آناتومی نقطه‌ی مرجع نمی‌دهد.
  5. نور مستقیم یونیت را از ناحیه‌ی اسکن کنار ببرید. هزینه‌ی صفر، ریسک صفر.

"Effect of scanning strategies on the accuracy of digital intraoral scanners: a meta-analysis of in vitro studies"

L. Hardan, Bourgi R, Lukomska-Szymanska M, Hernández-Cabanillas JC, Zamarripa-Calderón JE, Jorquera G, Ghishan S, Cuevas-Suárez CE — J Adv Prosthodont. 2023;15(6):315-332

DOI: 10.4047/jap.2023.15.6.315

دکتر فواد شهابیان متخصص پروتزهای دندانی و ایمپلنت

جستجوی سراسری دنت‌کست