فصل ۱ · قسمت ۱
چرا ChatGPT همان هوش مصنوعیِ رادیوگرافی نیست
متنِ این قسمت
اگر این روزها در دندانپزشکی دنبالِ ردِ پای هوش مصنوعی بگردید، احتمالاً اولین چیزی که میبینید نرمافزاری است که روی یک رادیوگرافی کار میکند. یک بایتوینگ را باز میکنید و نرمافزار دورِ یک ضایعهی پوسیدگی خط میکشد، عمقش را تخمین میزند، یا سطحِ استخوان را از CEJ تا کرستِ آلوئول اندازه میگیرد و برایتان به میلیمتر مینویسد. این تصویر آنقدر جا افتاده که وقتی میگوییم «هوش مصنوعی در دندانپزشکی»، ذهنِ اغلبِ ما مستقیم میرود سراغِ همین: ماشینی که عکس را میخواند و چیزی را که شاید چشمِ ما از آن بگذرد، علامت میزند.
از آن طرف، احتمالاً با ChatGPT هم کار کردهاید. شاید ازش خواستهاید یک مقاله را خلاصه کند، یا یک متنِ آموزشی برای بیمار بنویسد، یا فقط سرِ کنجکاوی چیزی پرسیدهاید و جوابِ روان و مطمئنی گرفتهاید. و چون هر دوِ اینها را زیرِ یک نامِ واحد میشناسیم — «هوش مصنوعی» — طبیعی است فرض کنیم از یک خانوادهاند؛ انگار دو ابزار از یک جعبهابزار، یکی مخصوصِ تصویر و یکی مخصوصِ متن. همانقدر که یک توربین و یک هندپیس هر دو «موتور»اند، این دو هم لابد دو مدلِ مختلف از یک چیزند.
این فرض، دقیقاً همانجایی است که باید متوقفش کنیم. چون غلط است، و این غلطبودن بیخطر نیست.
آن نرمافزاری که ضایعه را تشخیص میدهد و آن چیزی که با آن گپ میزنید، از دو نسلِ کاملاً متفاوتاند. نه از این جهت که یکی قویتر است و یکی ضعیفتر، یا یکی جدیدتر است و یکی قدیمیتر. تفاوتشان از جنسِ دیگری است: این دو، اساساً برای دو کارِ متفاوت ساخته شدهاند، و مهمتر از آن، با دو منطقِ متفاوت به جوابشان میرسند. یکی تمامِ عمرش را صرفِ این کرده که یک پرسشِ مشخص را درست جواب بدهد — اینجا ضایعه هست یا نیست. آن یکی اصلاً برای جوابِ درست ساخته نشده؛ برای چیزِ دیگری ساخته شده که در قسمتِ بعد میبینیم چیست.
و تا وقتی این تفاوت را نبینید، اتفاقِ نامحسوسی میافتد: ناخودآگاه به آن چیزی که با آن گپ میزنید همانقدر اعتماد میکنید که به آن چیزی که عکس را میخواند. چون هر دو رواناند، هر دو مطمئن به نظر میرسند، و هر دو زیرِ یک اسم نشستهاند. ولی این دو اعتماد، یک جنس نیستند — و خلطِ این دو، همان اشتباهی است که میتواند گران تمام شود.
چرا گران؟ چون این دو سیستم وقتی اشتباه میکنند، یکجور اشتباه نمیکنند. خطای آن چیزی که با آن گپ میزنید از جنسِ دیگری است؛ خطایی که اگر منتظرش نباشید و حواستان جمعش نباشد، اصلاً متوجهش نمیشوید. میتواند با همان لحنِ روان و مطمئن، چیزی به شما بگوید که اصلاً وجود ندارد، و شما باورش کنید.
ولی برای اینکه بفهمیم چرا خطایشان اینقدر فرق دارد، اول باید ببینیم چرا از بیخ دو موجودِ متفاوتاند — اینکه هرکدام چطور ساخته شدهاند و چطور تصمیم میگیرند.
و این، همان چیزی است که در قسمتِ بعد سراغش میرویم.
از آن طرف، احتمالاً با ChatGPT هم کار کردهاید. شاید ازش خواستهاید یک مقاله را خلاصه کند، یا یک متنِ آموزشی برای بیمار بنویسد، یا فقط سرِ کنجکاوی چیزی پرسیدهاید و جوابِ روان و مطمئنی گرفتهاید. و چون هر دوِ اینها را زیرِ یک نامِ واحد میشناسیم — «هوش مصنوعی» — طبیعی است فرض کنیم از یک خانوادهاند؛ انگار دو ابزار از یک جعبهابزار، یکی مخصوصِ تصویر و یکی مخصوصِ متن. همانقدر که یک توربین و یک هندپیس هر دو «موتور»اند، این دو هم لابد دو مدلِ مختلف از یک چیزند.
این فرض، دقیقاً همانجایی است که باید متوقفش کنیم. چون غلط است، و این غلطبودن بیخطر نیست.
آن نرمافزاری که ضایعه را تشخیص میدهد و آن چیزی که با آن گپ میزنید، از دو نسلِ کاملاً متفاوتاند. نه از این جهت که یکی قویتر است و یکی ضعیفتر، یا یکی جدیدتر است و یکی قدیمیتر. تفاوتشان از جنسِ دیگری است: این دو، اساساً برای دو کارِ متفاوت ساخته شدهاند، و مهمتر از آن، با دو منطقِ متفاوت به جوابشان میرسند. یکی تمامِ عمرش را صرفِ این کرده که یک پرسشِ مشخص را درست جواب بدهد — اینجا ضایعه هست یا نیست. آن یکی اصلاً برای جوابِ درست ساخته نشده؛ برای چیزِ دیگری ساخته شده که در قسمتِ بعد میبینیم چیست.
و تا وقتی این تفاوت را نبینید، اتفاقِ نامحسوسی میافتد: ناخودآگاه به آن چیزی که با آن گپ میزنید همانقدر اعتماد میکنید که به آن چیزی که عکس را میخواند. چون هر دو رواناند، هر دو مطمئن به نظر میرسند، و هر دو زیرِ یک اسم نشستهاند. ولی این دو اعتماد، یک جنس نیستند — و خلطِ این دو، همان اشتباهی است که میتواند گران تمام شود.
چرا گران؟ چون این دو سیستم وقتی اشتباه میکنند، یکجور اشتباه نمیکنند. خطای آن چیزی که با آن گپ میزنید از جنسِ دیگری است؛ خطایی که اگر منتظرش نباشید و حواستان جمعش نباشد، اصلاً متوجهش نمیشوید. میتواند با همان لحنِ روان و مطمئن، چیزی به شما بگوید که اصلاً وجود ندارد، و شما باورش کنید.
ولی برای اینکه بفهمیم چرا خطایشان اینقدر فرق دارد، اول باید ببینیم چرا از بیخ دو موجودِ متفاوتاند — اینکه هرکدام چطور ساخته شدهاند و چطور تصمیم میگیرند.
و این، همان چیزی است که در قسمتِ بعد سراغش میرویم.
کلیدواژهها
هوش مصنوعی در دندانپزشکی
ChatGPT
مدل زبانی بزرگ (LLM)
هوش مصنوعی تشخیصی
هوش مصنوعی مولد
detection AI
generative AI
تشخیص پوسیدگی
رادیوگرافی بایتوینگ
توهم هوش مصنوعی (hallucination)
اعتماد به هوش مصنوعی
منطق تصمیمگیری ماشین
برچسبها
محتوای مرتبط
بازگشت به فهرست پرامپتولوژیست
قسمت بعدی →