کانسپت دال
تعریف
کانسپت دال روشی برای ایجاد فضای پروتزی در یک ناحیهی محدود از قوس دندانی است، بدون تراش دندان و بدون بازسازی کل اکلوژن. در توصیف اولیهی Bjørn Dahl (۱۹۷۵)، یک بایتپلن فلزی متحرک روی دندانهای قدامی ساییدهی فک بالا قرار میگرفت، طوری که در وضعیت بسته فقط دندانهای قدامی تماس داشتند و دندانهای خلفی از اکلوژن خارج میشدند. طی چند ماه، تماس خلفی دوباره برقرار میشود و این بازگشت حاصل یک حرکت محوری نسبی است: بخشی اینتروژن دندانهای قدامیِ تحت فشار و بخشی (سهم بزرگتر) اراپشن دندانهای خلفیِ بدون آنتاگونیست. نتیجه، فضای بینفکی تازهای در ناحیهی قدامی است که رستوریشن در آن جای میگیرد. در کاربرد امروزی معمولاً خودِ رستوریشن (اغلب کامپوزیت مستقیم روی سطح پالاتال و اینسیزال) نقش بایتپلن ثابت را بازی میکند.
مرز مفهوم و سوءبرداشتها
رایجترین اشتباه این است که کانسپت دال را معادل «بالا بردن بعد عمودی» بدانیم. آنچه اتفاق میافتد بازآرایی موقعیت دندانها درون یک سیستم زنده است، نه صرفاً افزودن ارتفاع به OVD. فضا از حرکت دندانها میآید، نه از تراش بافت و نه لزوماً از یک OVD دائماً بالاتر.
سوءبرداشت دوم مربوط به شرط بیولوژیک این حرکت است. اراپشن و اینتروژن به ریمادلینگ استخوان و لیگامان پریودنتال وابستهاند. ایمپلنت اراپت نمیشود، دندان آنکیلوزه هم همینطور، و بریج ثابت خلفی بهعنوان یک واحد صلب رفتار میکند. بنابراین در بیماری که اکلوژن خلفیاش روی ایمپلنت یا پروتز ثابت اسپلینتشده است، منطق دال کار نمیکند. این مفهوم روی یک قوس عمدتاً طبیعی و پریودنشیوم سالم معنا دارد.
سوءبرداشت سوم نگرانی از تحمل بیمار است. ناراحتی، حساسیت و تغییر گذرا در جویدن و تکلم در بیشتر بیماران در هفتههای اول فروکش میکند، اما این به معنای بیخطر بودن مطلق نیست و در طول درمان بیمار به شکل منظم باید فالو شود و چکاپ شود.
نقش در تصمیمگیری درمانی
در سایش موضعی قدامی، اراپشن جبرانی همراه با سایش پیش رفته و عملاً فضایی برای رستوریشن باقی نمانده است. گزینههای روی میز محدودند: تراش تهاجمی (گاهی همراه با درمان ریشهی انتخابی)، کراون لنگتنینگ، اکستروژن ارتودنتیک، بازسازی فولماوث در یک OVD جدید، یا کانسپت دال. انتخاب دال وقتی منطقی است که سایش موضعی و قدامی باشد، پریودنشیوم سالم باشد، دندانهای خلفی طبیعی و قابل حرکت باشند و بیمار پتانسیل تطابق داشته باشد.
نکتهای که اغلب نادیده میماند این است که دال یک راهحل برای «فضا» است، نه برای «علت». اگر منبع اروژن یا نیروی پارافانکشنال کنترل نشود، کامپوزیت قدامی در همان فضایی که با این روش به دست آمده دوباره میشکند یا ساییده میشود. کانسپت دال فضا را از بافت دندان قرض نمیگیرد، آن را از توان تطابق بیولوژیک سیستم دندانی-فکی وام میگیرد، و هر جا این توان وجود نداشته باشد، ایده هم کار نمیکند.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.