DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

ایمپلنت دندانی

Dental Implant
دکتر فواد شهابیان — متخصص پروتزهای دندانی تاریخ انتشار: آخرین بازبینی:
English

تعریف

ایمپلنت دندانی یک وسیلهٔ آلوپلاستیک است که با جراحی در ارتباط با استخوان فک قرار می‌گیرد تا لنگرگاهی برای گیر یا ساپورت پروتز فراهم کند. آنچه امروز عملاً استاندارد است، فرم اندواسئوس (داخل‌استخوانی) است، معمولاً از تیتانیوم تجاری خالص یا آلیاژهای آن و در مواردی زیرکونیا. ولی خود مفهوم به این فرم محدود نمی‌شود. ایمپلنت‌های ساب‌پریوستئال به‌جای نفوذ در استخوان، روی سطح آن و زیر پریوست می‌نشینند؛ فرم‌های ترانس‌اوسئوس از تمام ضخامت استخوان عبور می‌کنند؛ و ایمپلنت‌های زایگوماتیک، که خودشان نوعی ایمپلنت اندواسئوسِ بلند هستند، لنگر خود را به‌جای ریج آلوئولار از استخوان زایگوما می‌گیرند.

این تفاوت فقط هندسی نیست، چون مکانیسم پایداری فرق می‌کند. در فرم اندواسئوس، پایداری بلندمدت بر osseointegration استوار است: در سطح بافت‌شناسی یعنی تماس مستقیم استخوان زنده با سطح ایمپلنت بدون لایهٔ فیبروزی واسط، و در سطح بالینی یعنی فیکساسیون صلب و بدون علامت تحت بار. در مقابل، ساب‌پریوستئال کلاسیک عمدتاً بر انطباق مکانیکی و یک کپسول فیبروزی تکیه دارد. بازگشت اخیر طراحی‌های ساب‌پریوستئال اختصاصیِ بیمار، که با CAD و additive manufacturing ساخته می‌شوند (مثلاً پرینت مستقیم فریم تیتانیومی با روش‌های لیزری مثل SLM یا DMLS، بر اساس CBCT خودِ بیمار)، باعث شده این تمایز دوباره یک مسئلهٔ بالینی باشد، نه صرفاً یک بحث تاریخی.

در ایمپلنت اندواسئوس، پایداری اولیه ماهیت مکانیکی دارد و به کیفیت استخوان محل، تکنیک آماده‌سازی استئوتومی و ماکروژئومتری فیکسچر بستگی دارد. پایداری ثانویه محصول ترمیم و ریمودلینگ استخوان در سطح ایمپلنت است. فاصلهٔ گذار میان این دو، یعنی جایی که پایداری مکانیکی افت کرده و پایداری بیولوژیک هنوز کامل نشده، حساس‌ترین بازهٔ زمانی درمان است.

مرز مفهوم و سوءبرداشت‌ها

رایج‌ترین سوءبرداشت این است که ایمپلنت را جایگزین دندان بدانیم. ایمپلنت در بهترین حالت جایگزین ریشه است، آن هم بدون لیگامان پریودنتال. نبودِ PDL یعنی نبود حرکت فیزیولوژیک، نبود ظرفیت جذب و توزیع ضربه، و نبود امکان جابه‌جایی ارتودنتیک (همین ویژگی است که ایمپلنت را به انکوریج مطلق تبدیل می‌کند).

دربارهٔ حس هم باید دقیق بود. ایمپلنت مکانورسپتور پریودنتال ندارد، اما بیمار کاملاً بی‌حس نیست. پدیده‌ای که با نام osseoperception شناخته می‌شود از طریق گیرنده‌های پری‌ایمپلنت، عضلانی و مفصلی کار می‌کند، هرچند آستانهٔ تشخیص نیرو در آن به‌مراتب بالاتر از دندان طبیعی است. نتیجهٔ عملی ساده است: الگوهای ذهنی پریودنتال را نمی‌شود عیناً به ایمپلنت تعمیم داد.

سوءبرداشت دوم دربارهٔ خود osseointegration است. استخوان اطراف ایمپلنت بافت زنده‌ای است که ریمودل می‌شود، پس مسئله «مرده بودن» این اتصال نیست. مسئله این است که دستگاه اتصال پریودنتال را ندارد: فیبرهای کلاژن به‌جای اینکه در سمان و استخوان اینسرت شوند، عمدتاً موازی سطح ایمپلنت آرایش می‌گیرند، خون‌رسانی بافت نرم پری‌ایمپلنت کمتر است، و ظرفیت ترمیم و سازگاری این مجموعه با دندان طبیعی قابل مقایسه نیست. به همین دلیل از دست رفتن اینتگریشن، برخلاف پریودنتیت، مسیر بازگشت قابل‌اتکایی ندارد و ری‌اسئواینتگریشن روی سطح آلودهٔ ایمپلنت پیش‌بینی‌پذیر نیست.

سومین نکته واژگانی است، ولی پیامد بالینی دارد. «ایمپلنت» غالباً به کل مجموعه گفته می‌شود و همین ابهام، محل واقعی مشکل را پنهان می‌کند. وقتی می‌گویند ایمپلنت شکست خورد، ممکن است منظور از دست رفتن اینتگریشن باشد، یا پری‌ایمپلنتیت، یا شل‌شدن و شکستن پیچ، یا شکست خود رستوریشن. چهار پدیده با علت، پیش‌آگهی و راه‌حل متفاوت. تفکیک عارضهٔ بیولوژیک از تکنیکی، و تفکیک سطح فیکسچر از سطح اباتمنت و پروتز، پیش‌شرط هر تحلیل علت است.

نقش در تصمیم‌گیری درمانی

ایمپلنت در زنجیرهٔ تصمیم یک متغیر وابسته است، نه نقطهٔ شروع. تصمیم از طرح پروتز نهایی آغاز می‌شود و موقعیت سه‌بعدی فیکسچر از آن مشتق می‌شود. حجم استخوان موجود یک محدودیت است که یا مدیریت می‌شود یا طرح را تغییر می‌دهد، اما جای طراحی را نمی‌گیرد.

پیش از ورود به این تصمیم، پرسش مقدم این است که آیا حفظ دندانی با پروگنوز مشکوک، یا بریج، یا پروتز متحرک گزینهٔ بهتری است. کشیدن دندانی که قابل نگهداری است برای رسیدن به ایمپلنت، تصمیمی پرهزینه و عملاً برگشت‌ناپذیر است، چون ریج بعد از کشیدن هیچ‌وقت به ابعاد اولیه‌اش برنمی‌گردد.

انتخاب ایمپلنت مجموعه‌ای از تصمیم‌های پایین‌دستی را فعال می‌کند: نیاز به آگمنتاسیون سخت یا نرم، زمان‌بندی جایگذاری و لود، طراحی اکلوزال، شیوهٔ اتصال پروتز (اسکرو یا سمان کردن)، و طرح نگهداری بلندمدت.

عوامل بیمار هم حاشیهٔ این تصمیم نیستند، بخشی از هستهٔ آن‌اند. کنترل قند، مصرف دخانیات، سابقهٔ پریودنتیت (حتی پریودنتیتِ درمان‌شده، که همچنان یک ریسک‌ایندیکیتور شناخته‌شده برای پری‌ایمپلنتیت است) و توان واقعی بیمار در بهداشت روزانه، مستقیماً بر بروز پری‌ایمپلنتیت و بقای بلندمدت اثر می‌گذارند.

در بیمار در حال رشد، ایمپلنت مثل یک واحد آنکیلوزه رفتار می‌کند، از رشد آلوئولار عقب می‌ماند و به اینفرااکلوژن می‌رسد. این یک محدودیت زمانی مطلق در تصمیم است، نه یک ملاحظهٔ ثانویه.

محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندان‌پزشکان و دانشجویان دندان‌پزشکی تهیه شده است.

جستجوی سراسری دنت‌کست