گوگل چطور تصمیم میگیرد
متنِ این قسمت
قسمت قبل با این جمله تمام شد که بیمار سؤالش را تایپ میکند و گوگل تصمیم میگیرد کدام در یا ورودی سایت را نشانش بدهد. این قسمت دربارهی همان تصمیم است.
اول یک تصور رایج را کنار بگذاریم. گوگل سایت را به عنوان یک چیز واحد نمیبیند، بلکه هر ورودی سایت را جداگانه میبیند. وقتی کسی سؤالی میپرسد، گوگل بین سایتها انتخاب نمیکند، بین ورودیها انتخاب میکند. یعنی کاملاً ممکن است یکی از ورودیهای سایتت بالای نتیجهها باشد و بقیهی ورودیها هیچجا دیده نشوند. این همان حرفی است که در قسمت ۳ زدیم: هر متن، ورودی مستقل خودش را دارد.
سه مرحله، نه یکی
چیزی که ما به اسم «نتیجهی گوگل» میبینیم، آخر یک زنجیرهی سهمرحلهای است، و هر مرحله میتواند جایی باشد که ورودی سایتت از قلم میافتد و حذف میشود، پس باید با هر سه آشنا باشی.
در مرحلهی اول، گوگل باید بداند این ورودی اصلاً وجود دارد. یک برنامهی خودکار مدام در اینترنت میچرخد و هر آدرسی را که پیدا کند باز میکند. اگر این برنامه به ورودی سایتت نرسد، بقیهی ماجرا شروع نمیشود. ممکن است متن کاملاً درستی نوشته باشی و گوگل هنوز خبر نداشته باشد که چنین متنی هست. بعداً میبینیم چطور میشود خبرش کرد.
در مرحلهی دوم، وقتی به ورودی رسید، متن را میخواند و برای خودش یادداشت میکند که این ورودی دربارهی چیست، و این یادداشت را نگه میدارد. وقتی بعداً بیماری سؤالش را تایپ میکند، آن سؤال به سایت تو فرستاده نمیشود، به همین یادداشتها فرستاده میشود.
در مرحلهی سوم، وقتی کسی سؤالی تایپ میکند، گوگل بین همهی یادداشتهایش میگردد، ورودیهایی را که به این سؤال ربط دارند جدا میکند و ترتیبشان را تعیین میکند. این همان تصمیمی است که دربارهاش حرف میزنیم.
نکتهی مهم این مرحله این است که تو با کل اینترنت رقابت نمیکنی، بلکه با چند ورودی رقابت میکنی که به همان سؤال جواب دادهاند. برای یک سؤال مشخص دربارهی یک درمان مشخص در یک شهر مشخص، این تعداد خیلی کمتر از چیزی است که فکر میکنی.
بر چه اساسی
کسی بیرون گوگل نمیداند که گوگل دقیقاً به هر کدام از این معیارها چقدر وزن میدهد و مدام هم نحوهی وزندهی تغییر میکند. ولی اصولش را خود گوگل نوشته و منتشر کرده و سالهاست همان مانده. به زبان ساده، گوگل چهار سؤال از هر ورودی میپرسد.
سؤال اول این است که آیا این متن به همان سؤالی جواب میدهد که بیمار تایپ کرده؟ جواب به همان سؤال مهم است نه اینکه فقط اسم درمان را آورده باشد. کسی که تایپ کرده «بعد از کشیدن دندان عقل چند روز درد دارد»، با لیستی که رویش نوشته «جراحی دندان عقل» و تکنیک را توضیح میدهد، به جوابش نمیرسد، ولی با متنی که همین سؤال را برداشته و جواب داده میرسد. گوگل این فرق را میفهمد، چون سالهاست میبیند مردم بعد از باز کردن کدام ورودی برمیگردند و دوباره میگردند، و بعد از کدام ورودی دیگر نمیگردند و این نشان میدهد به جواب سؤالشان رسیدهاند.
سؤال دوم این است که آیا معلوم است این ورودی دربارهی چیست. متنی که یک موضوع دارد و از اول تا آخر همان را دنبال میکند، یادداشت روشنی میگیرد. متنی که همه چیز را با هم گفته، یادداشت مبهمی میگیرد و برای هیچ سؤالی انتخاب اول نمیشود. جزئیاتش را در فصل سه میبینیم، ولی اصل داستان همینجا معلوم میشود: هر ورودی باید یک موضوع داشته باشد.
سؤال سوم این است که آیا این ورودی قابل اعتماد است. گوگل نمیداند تو دندانپزشک خوبی هستی یا نه. فقط چیزهایی را میبیند که از بیرون قابل دیدنند: این آدرس چند وقت است وجود دارد، آیا جاهای دیگری به آن اشاره کردهاند، آیا اطلاعاتش با جاهای دیگر میخواند، و آیا پشتش یک آدم واقعی با یک مطب واقعی هست. سایتی که سه سال است سر جایش مانده و متنش با آدرس و شمارهای که در جاهای دیگر ثبت شده یکی است، از سایتی که هفتهی پیش بالا آمده جلوتر است، حتی اگر متن دومی بهتر باشد. این عادلانه نیست ولی منطقی است، و به نفع کسی است که زودتر شروع کند.
سؤال چهارم این است که آدمی که دارد میگردد کجاست. وقتی سؤال به یک مطب ربط دارد، گوگل جای کسی را که تایپ کرده حساب میکند و ورودیهای نزدیک به او را جلوتر میگذارد. ورودی یک مطب در تهران برای کسی که در اهواز میگردد ممکن است بالا بیاید، ولی فقط وقتی که در اهواز جواب مناسبی برای همان سؤال وجود نداشته باشد. به محض اینکه یک ورودی اهوازی به آن سؤال جواب بدهد، تهرانی عقب میرود، هر چقدر هم متنش بهتر باشد. یعنی رقیب اصلی تو دندانپزشک شهر خودت است، نه سایتهای بزرگ، و اگر در شهرت هنوز کسی به یک سؤال جواب نداده، آن ورودی از روز اول جای خالی را پر میکند. قسمت ۷ کاملاً به همین میپردازد.
چه چیزهایی حساب نمیشوند
زیبایی قالب حساب نمیشود. تعداد فالوئر اینستاگرام حساب نمیشود. اینکه چقدر برای ساختن سایت پول دادهای یا اسم مطب چند بار در متن تکرار شده هم حساب نمیشود. هیچکدام از اینها در آن یادداشت جایی ندارد. گوگل متن میخواند، و متن یا به سؤال جواب میدهد یا نمیدهد.
چرا راز نیست
همهی اینها را میشود در یک جمله جمع کرد که خود گوگل هم تقریباً با همین کلمات گفته است: برای آدمی بنویس که سؤال دارد، روشن بنویس، و واقعی باش. هر چیزی که به اسم «ترفند» فروخته میشود، یا همین حرف است با اسم دیگر، یا چیزی است که چند ماه جواب میدهد و بعد برعکس عمل میکند.
و مسئلهی بعدی
هر چهار سؤال بالا از یک نقطه شروع میشوند: سؤالی که بیمار تایپ میکند. اگر آن را اشتباه حدس بزنی، بهترین متن دنیا هم به ورودیای تبدیل میشود که کسی جلویش نمیایستد. و حدس ما معمولاً اشتباه است، چون ما با کلمات خودمان فکر میکنیم و بیمار با کلمات خودش میگردد. قسمت بعد دربارهی همین است.