DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان
Share Hub

استخوان حجیم، نشانه بروکسیسم قدیمی؟

English

بحثی درباره ایمپلنت فول آرچ.


∆ ماجرا از کجا شروع شد

یک متخصص پروتز در جمعی از جراح‌ها این نکته را گفت: وقتی سر جراحی می‌بینید استخوان حجیم و متراکم است و با خودتان می‌گویید چه استخوان خوبی، به این هم فکر کنید که شاید این حجم استخوان از بروکسیسم قدیمی بیمار باشد. آن نیرو هنوز سر جایش است و بعداً پروتز این بیمار دردسر می‌شود.

سؤال ساده است: آیا می‌شود از روی استخوان فهمید بیمار بروکسر بوده؟


∆ جواب کوتاه

نه، نمی‌شود.

اما این حرف به عنوان تلنگر ارزش دارد. پیام واقعی‌اش این است که استخوان خوب یعنی جراحی راحت، نه کیس راحت. به عنوان تلنگر خوب است، به عنوان نشانه تشخیصی نه.


∆ این حرف سه ادعای جداست

هر سه را جدا نگاه می‌کنیم، چون زنجیره فقط به اندازه ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی است.


∆ ادعای اول: توروس از بروکسیسم است

اینجا یک ارتباط واقعی وجود دارد، ولی نه آن ارتباطی که معمولاً نقل می‌شود.

تنها مرور سیستماتیکی که مستقیماً این سؤال را بررسی کرده، فقط یک یافته مثبت داشت: سایش غیرطبیعی دندان با توروس مرتبط است، عمدتاً توروس مندیبولاریس. برای ارتباط توروس با بقیه علائم بروکسیسم، شواهد کافی برای تأیید یا رد نبود. گزارش خود بیمار از دندان‌ساییدن نتایج متناقض داد و کیفیت کلی شواهد پایین ارزیابی شد.

عدد چهار برابری که در سخنرانی‌ها نقل می‌شود از یک مطالعه برزیلی می‌آید: بیماران بروکسر حدود چهار برابر بیشتر احتمال داشتن توروس مندیبل داشتند.

و یافته‌ای که تقریباً هیچ‌وقت نقل نمی‌شود: در همان مطالعه، وجود wear facet خطر توروس را حدود بیست برابر بالا برد. یعنی سایش، خیلی قوی‌تر از خود تشخیص بروکسیسم، با توروس گره خورده بود. این نکته را نگه دارید، چون بحث بعداً روی همین متمرکز می‌شود.

یک محدودیت مهم: تمام این ادبیات درباره ضایعات موضعی مشخص است، یعنی توروس پالاتینوس، توروس مندیبولاریس و اگزوستوز باکال. هیچ منبعی درباره «ریج حجیم» به طور کلی حرف نزده است.


∆ ادعای دوم: عضله بعد از بی‌دندانی هنوز کار می‌کند

هیچ مطالعه‌ای بروکسیسم بیمار بی‌دندان را قبل و بعد از درمان اندازه نگرفته. این یک شکاف واقعی است.

آنچه می‌دانیم این است: در بیمارانی که با پروتز ثابت روی ایمپلنت درمان می‌شوند، ضخامت ماستر و تمپورال قدامی زیاد می‌شود و ظرف حدود شش ماه به اندازه افراد دنتیت می‌رسد. مطالعات EMG هم بازگشت فعالیت عضلانی به الگوی افراد دنتیت را نشان می‌دهند.

ترجمه بالینی‌اش: توان عضله برمی‌گردد. اگر عادت بروکسیسم هنوز در بیمار باشد، ابزار اجرایش دوباره فراهم شده. ولی خود این مطالعات نگفته‌اند که عادت برمی‌گردد. این پل زدن، استدلال ماست نه یافته آنها.


∆ ادعای سوم: بروکسیسم به ایمپلنت آسیب می‌زند

این محکم‌ترین قسمت است و جای بحث ندارد.

در یک مطالعه رتروسپکتیو بزرگ، شکست ایمپلنت در بروکسرها ۱۳ درصد بود در برابر ۴٫۶ درصد در بقیه. متاآنالیزها ریسک شکست را حدود دو تا چهار برابر می‌دانند.

اما جنس مشکل مهم‌تر از خود ریسک است. آنچه در بروکسرها بیشتر دیده می‌شود، عوارض مکانیکی است: کندگی و شکستن پرسلن، شکست فریم‌ورک، شل شدن و شکستن اسکرو.

در مقابل، درباره تحلیل استخوان مارژینال شواهد به مراتب ضعیف‌تر است. متاآنالیز اصلاً نتوانست این را بررسی کند چون مطالعات داده را بین بروکسر و غیربروکسر تفکیک نکرده بودند. یعنی جمله «بروکسیسم باعث تحلیل استخوان دور ایمپلنت می‌شود» پشتوانه‌ای در حد جمله مربوط به failure ندارد.

این تفکیک برای فالوآپ اهمیت دارد. در بیمار پرنیرو، آنچه باید منتظرش باشید و برایش برنامه داشته باشید، بیشتر از جنس مکانیکی است تا بیولوژیک.


∆ سایش: نشانه‌ای که هر دو سر ماجرا را به هم وصل می‌کند

اینجا یک نکته هست که ارزش دارد جداگانه مطرح شود، و ربطی هم به حرف آن استاد درباره حجم استخوان ندارد.

سایش دندان، همان نشانه‌ای است که ادبیات ایمپلنت بر پایه‌اش بیمار پرخطر را شناسایی می‌کند. طبق اجماع بین‌المللی، تشخیص probable bruxism یعنی گزارش خود بیمار به علاوه معاینه بالینی، و سایش دندان یکی از همان نشانه‌های بالینی است. عملاً تقریباً تمام مطالعاتی که ریسک بالاتر ایمپلنت را در بروکسرها نشان داده‌اند، بروکسر بودن را با ترکیبی از گزارش بیمار و مشاهده سایش تعریف کرده‌اند.

پس وقتی می‌گوییم «بروکسرها ریسک بالاتری دارند»، در عمل داریم درباره بیمارانی حرف می‌زنیم که یکی از نشانه‌های شناسایی‌شان همین سایش بوده. از این زاویه، حرف اینکه دیدن سایش باید شما را نگران کند، پشتوانه دارد.

اما همان اجماع یک قید مهم می‌گذارد که معمولاً نادیده گرفته می‌شود: سایش ممکن است نشانه بروکسیسم باشد، ولی بروکسیسم گذشته بدون فعالیت فعلی را رد نمی‌کند. یعنی سایش هم مثل توروس یک رکورد است، فقط رکورد دقیق‌تر و در دسترس‌تری.

و شواهد این قید را تأیید می‌کنند. در یک مطالعه case-control با ثبت EMG خواب، افرادی که سایش از نوع attrition داشتند، فعالیت عضلانی بیشتری در خواب نسبت به گروه کنترل جفت‌شده نشان ندادند. نتیجه‌گیری نویسندگان این بود که کلینیسین نمی‌تواند وجود سایش را نشانه مستقیم بروکسیسم فعال بداند.

ضمناً سایش اتیولوژی چندگانه دارد و اروژن، ابریژن و رژیم غذایی هم در آن سهم دارند. به همین دلیل مرورهای ایمپلنت هم تأکید می‌کنند که attrition به تنهایی تشخیص بروکسیسم نیست.

جمع‌بندی این بخش: سایش بهترین نشانه بالینی در دسترس شماست و از شکل استخوان به مراتب ارزش بیشتری دارد. اما سایش هم دقیقاً همان مشکل زمانی را دارد که در ادامه می‌آید. سایش را ببینید و جدی بگیرید، ولی آن را با شواهد فعال بودن ترکیب کنید، نه اینکه به تنهایی مبنای تصمیم قرارش دهید.


∆ پس مشکل آن حرف کجاست

جهت استدلال برعکس شده. مطالعات می‌گویند: بروکسرها بیشتر توروس دارند. آن حرف می‌خواهد بگوید: توروس‌دارها بروکسرند.

این دو یکی نیستند. با یک مثال ساده روشن می‌شود. اعداد زیر فرضی است و از هیچ مقاله‌ای نیامده.

هزار بیمار را تصور کنید:

چرا در گروه غیربروکسر هم این‌قدر توروس هست؟ چون توروس در جمعیت عادی هم شایع است و ژنتیک و نژاد نقش پررنگی در آن دارند.

حالا بیمار توروس‌دار روی صندلی شماست. او یکی از ۲۶۰ نفر توروس‌دار است که فقط صد نفرشان بروکسرند. یعنی احتمال بروکسر بودنش حدود ۳۸ درصد است، در حالی که بدون دیدن توروس ۲۰ درصد بود.

دیدن توروس شک شما را دو برابر می‌کند، ولی هنوز احتمال بیشتر این است که بیمار بروکسر نباشد. برای اینکه سؤال‌های بیشتری بپرسید عالی است. برای اینکه تصمیم درمانی بگیرید کافی نیست.


∆ ایراد دوم، و شاید مهم‌ترین: مسئله زمان

توروس یک رکورد انباشته از سال‌ها بارگذاری است. شما دارید از روی یک اثر قدیمی درباره وضعیت عضلانی امروز بیمار قضاوت می‌کنید. همان‌طور که در بخش قبل دیدیم، این ایراد به سایش هم وارد است.

و این فقط یک نکته نظری نیست. بروکسیسم در بسیاری از افراد با بالا رفتن سن کاهش پیدا می‌کند. مرور سیستماتیک اپیدمیولوژی بروکسیسم در بزرگسالان صریحاً می‌گوید که شیوع بروکسیسم با سن کم می‌شود و در سالمندان پایین‌تر است، در حالی که بین زن و مرد تفاوتی ندارد. این یافته در مرورهای بعدی هم تکرار شده. البته داده‌های موجود عمدتاً بر پایه پرسشنامه و گزارش خود بیمار است.

این نکته برای کیس فول آرچ حیاتی است. بیمار بی‌دندان کاندید فول آرچ معمولاً بیمار مسن است. توروسی که در دهانش می‌بینید ممکن است محصول دهه سوم و چهارم زندگی او باشد، در حالی که همان الگوی پارافانکشن امروز می‌تواند به مراتب کمتر شده باشد یا اصلاً وجود نداشته باشد. استخوان، اثر گذشته را نگه می‌دارد. عضله لزوماً همان رفتار را نگه نمی‌دارد.

پس حتی اگر ارتباط توروس با بروکسیسم را کاملاً بپذیریم، باز هم بین «این بیمار زمانی بروکسر بوده» و «این بیمار الان پرنیرو است» یک فاصله واقعی وجود دارد، و آن چیزی که برای پروتز شما اهمیت دارد دومی است.


∆ دو ایراد دیگر

ریج حجیم با توروس فرق دارد. حجم ریج در بیمار بی‌دندان بیشتر به این بستگی دارد که چند سال از کشیدن دندان‌ها گذشته، دندان‌ها چرا کشیده شده‌اند، و الگوی تحلیل استخوان خود بیمار چطور بوده.

روی دیگر سکه خطرناک‌تر است. اگر بگوییم استخوان حجیم یعنی بروکسر، ناخواسته گفته‌ایم استخوان نازک یعنی غیربروکسر. بیمار پرنیرو با استخوان ضعیف دقیقاً همان کسی است که بیشترین احتیاط را لازم دارد، و این قاعده باعث می‌شود از کنارش رد شویم.


∆ پس سر یونیت چه کار کنیم

منطق ساده است: هر نشانه‌ای را در یکی از دو ستون بگذارید.

ستون اول، رکوردهای گذشته. این‌ها می‌گویند بیمار زمانی پرنیرو بوده:

ستون دوم، شواهد فعال بودن امروز. این‌ها همان چیزی است که برای پروتز شما اهمیت دارد:

تصمیم درمانی را بر پایه ستون دوم بگیرید، نه ستون اول. ستون اول فقط باید باعث شود سؤال‌های ستون دوم را بپرسید.

و اگر ستون دوم مثبت بود، آن وقت است که پارافانکشن باید تعداد و ابعاد ایمپلنت، طراحی پروتز و انتخاب متریال را عوض کند، نه اینکه صرفاً یک نایت‌گارد تحویل بیمار بدهید.


∆ جمع‌بندی

حلقه سوم زنجیره محکم است: بروکسیسم واقعاً ریسک ایمپلنت را بالا می‌برد، عمدتاً از جنس عوارض مکانیکی. حلقه دوم مطالعه مستقیم ندارد. حلقه اول پشتوانه محدودی دارد، آن هم فقط برای توروس و اگزوستوز، و مسیر ارتباطش از سایش دندان می‌گذرد نه از بروکسیسم.

و بین این حلقه‌ها یک شکاف زمانی هست که معمولاً دیده نمی‌شود: استخوان و سایش هر دو اثر گذشته را نگه می‌دارند، ولی خود بروکسیسم با بالا رفتن سن کم می‌شود. یعنی حتی وقتی نشانه درست باشد، ممکن است درباره بیماری حرف بزند که دیگر وجود ندارد.

زنجیره کامل، یعنی استفاده از شکل استخوان به عنوان پیش‌بینی‌کننده ریسک در کاندید فول آرچ، در ادبیات مطالعه اختصاصی ندارد. این یک استنتاج منطقی است، نه یک یافته علمی.

اگر مخاطب آن جمله جراحی باشد که کیس را در روز تحویل پروتز فراموش می‌کند، حرف مفیدی است و کار خودش را می‌کند. اگر به عنوان یک نشانه تشخیصی نقل شود و کسی بر اساسش تصمیم بگیرد، از حدی که شواهد اجازه می‌دهد فراتر رفته است.


∆ منابع

جستجوی سراسری دنت‌کست