DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان
← بازگشت به پرامپتولوژیست English
فصل ۷ · قسمت ۱

چه چیزی را نباید به مدل بدهید؟

⏱ ۱۰ دقیقه مطالعه

شش فصلِ قبل، با همه‌ی تفاوت‌هایشان، درباره‌ی یک جهت بودند: چیزی که از مدل بیرون می‌آید. جوابش درست است یا نه، منبعش واقعی است یا ساختگی، و شما چطور باید آن را بسنجید. یک سؤال را در تمامِ این مدت نپرسیدیم، چون جایش اینجا بود: چیزی که شما به مدل می‌دهید کجا می‌رود؟

تفاوتِ این قسمت با بقیه‌ی کتاب این است که اینجا حتی اگر مدل بی‌نقص جواب بدهد، باز ممکن است کارِ اشتباهی انجام شده باشد.

یک شبِ معمولی، یک کارِ معمولی

آخرِ شب است و باید برای کاردیولوژیستِ یکی از بیمارها نامه بنویسید. متنِ پرونده را کپی می‌کنید و در چت‌باکس می‌گذارید: نام و نام خانوادگی، ۶۲ ساله، دریچه‌ی مصنوعیِ میترال، وارفارین، برنامه‌ی کشیدنِ چند دندان و دنچرِ ایمیدیت، تاریخِ مراجعه، شماره‌ی پرونده. پانورامیک را هم ضمیمه می‌کنید و می‌نویسید: «یک نامه‌ی مشاوره‌ی رسمی برای پزشکِ معالج بنویس.»

نامه در چند ثانیه آماده می‌شود و خوب هم هست. طبقِ معیارِ فصل ۵ هم این کار در سمتِ درستِ خط است: اطلاعات را شما دارید، تصمیم را پزشکِ معالج می‌گیرد، و مدل فقط متن را مرتب کرده. از نظرِ خروجی هیچ ایرادی نیست.

ایراد در ورودی است. اطلاعاتِ پزشکیِ یک آدمِ مشخص، با اسم و تصویر، از مطبِ شما رفت روی سرورِ یک شرکت در کشوری دیگر. بیمار از این موضوع خبر ندارد و کسی هم از او نپرسیده. در حالی که حفظِ اسرارِ بیمار برای ما فقط اخلاقِ حرفه‌ای نیست، از نظرِ قانونی هم به آن ملزم هستیم.

چت‌باکس دفترچه‌ی یادداشتِ شما نیست

پنجره‌ی چت حسِ یک فضای خصوصی می‌دهد، مثلِ وقتی که در نوت‌های گوشی چیزی می‌نویسید. ولی هر چه می‌فرستید روی سرورهای شرکتِ سازنده ذخیره می‌شود. در حساب‌های شخصی ممکن است برای آموزشِ نسخه‌های بعدیِ مدل استفاده شود، مگر اینکه خودتان این گزینه را در تنظیمات خاموش کرده باشید. بخشی از گفت‌وگوها را بازبین‌های انسانی می‌خوانند و شما هیچ‌وقت نمی‌فهمید گفت‌وگوی شما جزوشان بوده یا نه. پاک‌کردنِ گفت‌وگو از فهرستِ خودتان هم به‌معنیِ پاک‌شدنِ فوری از سرور نیست. و اشتراکِ پولیِ شخصی از این نظر با حسابِ رایگان فرقِ چندانی ندارد: پولی که می‌دهید مدلِ قوی‌تر می‌خرد، نه قراردادِ محرمانگی. آن تعهدها مالِ نسخه‌های سازمانی است که برای یک مطبِ معمولی در ایران عملاً در دسترس نیست.

خطرِ واقعی این نیست که فردا مدل پرونده‌ی بیمارِ شما را برای کسِ دیگری بنویسد. چنین چیزی بسیار نامحتمل است. خطر ساده‌تر است: اطلاعاتِ بیمار جایی ذخیره شده که شما هیچ کنترلی رویش ندارید، و آدم‌هایی ممکن است آن را ببینند که بیمار هرگز به آن‌ها اجازه نداده.

مسئله‌ای که مخصوصِ ماست: اکانتِ اشتراکی و واسطه‌ها

بخشِ بزرگی از کاربرانِ ایرانی اشتراکشان را مستقیم از شرکتِ سازنده نگرفته‌اند. دو حالتِ رایج هست و هر دو از نظرِ حریمِ بیمار از حالتِ عادی بدترند.

حالتِ اول اکانتِ اشتراکی است: یک حساب که فروشنده به چند نفر داده تا هزینه سرشکن شود. در این حساب‌ها تاریخچه‌ی گفت‌وگو مشترک است. یعنی نامه‌ای که برای آن بیمار نوشتید، با اسم و پانورامیکش، در فهرستِ گفت‌وگوهای چند آدمِ ناشناس هم دیده می‌شود، به‌علاوه‌ی خودِ فروشنده که رمزِ حساب را دارد.

حالتِ دوم سرویس‌های واسطه است: سایت‌ها و بات‌های تلگرامی که می‌گویند «همان چت‌جی‌پی‌تی، بدونِ فیلترشکن». این‌ها پیامِ شما را می‌گیرند، خودشان برای مدل می‌فرستند و جواب را برمی‌گردانند. یعنی یک طرفِ سوم وسطِ گفت‌وگو نشسته که هر چه می‌فرستید را می‌بیند و می‌تواند ذخیره کند.

اگر به هر یک از این دو شکل از مدل استفاده می‌کنید، قاعده‌ی این قسمت برایتان سفت‌تر است: هیچ چیزی که به یک بیمارِ مشخص برگردد.

«اسمش را حذف کردم» چرا کافی نیست

اولین راه‌حلی که به ذهنِ همه می‌رسد حذفِ اسم است. کارِ درستی است، ولی کمتر از آنچه به‌نظر می‌رسد محافظت می‌کند.

مشکلِ اول ترکیبِ جزئیات است. این متن را در نظر بگیرید: «آقای ۴۷ ساله، دبیرِ ورزش، فقدانِ مادرزادیِ هر دو لترالِ بالا، سابقه‌ی تصادف با موتور و فرکچرِ مندیبل در سالِ ۱۳۹۸.» اسمی در کار نیست. ولی در یک شهرِ متوسط، هر کسی که این آدم را بشناسد با خواندنِ همین یک جمله می‌داند درباره‌ی کیست. هیچ‌کدام از این جزئیات به‌تنهایی شناسه نیست، ترکیبشان هست. و هر چه کیس خاص‌تر باشد، که معمولاً دلیلِ رفتنتان سراغِ مدل همین خاص‌بودن است، بی‌نام‌کردنش سخت‌تر می‌شود.

مشکلِ دوم خودِ فایل است. روی بیشترِ پانورامیک‌ها و سفالومتری‌ها اسمِ بیمار، تاریخِ تولد و اسمِ مرکزِ رادیولوژی در گوشه‌ی تصویر چاپ شده. اسمِ فایل هم خیلی وقت‌ها اسمِ بیمار است. فایل‌های دایکام (DICOM) و سی‌بی‌سی‌تی مشخصاتِ کاملِ بیمار را در اطلاعاتِ همراهشان دارند، حتی اگر روی تصویر چیزی دیده نشود. پرتره‌ای که برای طرحِ لبخند می‌گیرید هم خودِ چهره است.

مشکلِ سوم مخصوصِ رشته‌ی ماست. در پزشکیِ قانونی، وقتی جسدی قابلِ شناسایی نیست، یکی از معتبرترین راه‌های تعیینِ هویت مقایسه‌ی رادیوگرافیِ دندان‌ها با سوابقِ دندانپزشکی است، چون ترکیبِ ترمیم‌ها، درمان‌های ریشه، دندان‌های ازدست‌رفته و شکلِ ریشه‌ها در هر آدم یکتاست. یعنی رادیوگرافیِ دندانی، حتی وقتی اسم را از گوشه‌اش بریده‌اید، خودش یک شناسه است، چیزی نزدیک به اثرِ انگشت. ادعای «این تصویر بی‌نام است» درباره‌ی رادیوگرافیِ دندان از اساس درست نیست.

پرونده‌ی بیمار جایش در نالج نیست

در فصل ۶ گفتم فضای کارِ ثابت بسازید، با پرامپتِ ثابت و چند فایل در نالج. کسی که این را یاد بگیرد دیر یا زود به این فکر می‌افتد که پرونده‌های بیمارانش را هم در نالج بگذارد و یک دستیارِ مطب داشته باشد. این کار از چسباندنِ یک‌باره در چت بدتر است، چون فایل همان‌جا می‌ماند، در هر گفت‌وگوی بعدی دوباره پردازش می‌شود، و اگر روزی آن فضا را با منشی یا همکاری شریک شوید، پرونده‌ها هم با آن می‌روند. نالج جای مقاله‌ها، پروتکل‌ها و قالبِ نامه‌های شماست.

پس چطور کمک بگیرید، بدونِ اینکه بیمار را به مدل بدهید

تقریباً همه‌ی کارهایی که در این کتاب توصیه شد بدونِ هویتِ بیمار انجام‌شدنی است. کافی است یک عادت را عوض کنید: سؤال را از بیمار جدا کنید.

برای مدل مهم نیست بیمار کیست. چیزی که برای جواب لازم دارد وضعیتِ کلینیکی است، و وضعیتِ کلینیکی را می‌شود بدونِ آدمِ مشخص نوشت. به‌جای متنِ پرونده بنویسید: «بیماری با دریچه‌ی مصنوعیِ قلب که وارفارین مصرف می‌کند قرار است چند دندانش کشیده شود. نامه‌ی مشاوره‌ای برای کاردیولوژیست بنویس که این موارد را بپرسد.» سن اگر لازم است به‌شکلِ دهه بیاید، نه عددِ دقیق. شغل، شهر، تاریخ، شماره‌ی پرونده و هر جزئیاتی که به سؤال ربطی ندارد حذف شود. مدل همان نامه را می‌نویسد، با جاهای خالی برای اسم و تاریخ و مشخصات، و آن جاهای خالی را خودتان روی سیستمِ مطب پر می‌کنید. اگر این نوع نامه را زیاد می‌نویسید، همان قالب می‌رود در نالج و دفعه‌ی بعد اصلاً لازم نیست چیزی از بیمار تایپ کنید.

برای اینکه بفهمید متنتان به‌اندازه‌ی کافی بی‌نام هست یا نه، یک آزمونِ ساده دارید: اگر همکاری در شهرِ خودتان این متن را بخواند، ممکن است بفهمد درباره‌ی کیست؟ اگر جواب «شاید» است، هنوز جزئیاتِ اضافه دارد.

درباره‌ی رادیوگرافی حسابِ هزینه و فایده روشن است. در فصل ۵ دیدیم که مدل‌های زبانی رادیوگرافی را بد می‌خوانند. یعنی چیزی که با فرستادنِ تصویرِ بیمار به دست می‌آورید کم است، و چیزی که از دست می‌دهید یک شناسه‌ی دائمیِ آن بیمار است که دیگر پس گرفته نمی‌شود.

تنظیمات را هم درست کنید: گزینه‌ی استفاده از گفت‌وگوها برای آموزشِ مدل را خاموش کنید و برای کارهای حساس‌تر از حالتِ گفت‌وگوی موقت استفاده کنید. این‌ها خطر را کم می‌کنند ولی جایگزینِ بی‌نام‌کردن نیستند، چون داده همچنان از مطب بیرون رفته است. و اگر موردی پیش آمد که واقعاً بدونِ تصویر یا جزئیاتِ بیمار نمی‌شود کار کرد، مثلاً آماده‌کردنِ یک کیس پرزنتیشن، قاعده همان است که برای نمایشِ عکسِ بیمار در یک سمینار دارید: رضایتِ خودِ بیمار.

قسمتِ بعد درباره‌ی چیست؟

این قسمت درباره‌ی اطلاعاتی بود که به مدل می‌دهید. قسمتِ بعد درباره‌ی متنی است که از مدل می‌گیرید و می‌خواهید به بیمار یا همکار بدهید. مدل چند رفتار دارد که باعث می‌شود فکر کنید آن متن کنترل شده، در حالی که نشده. ساده‌ترین نمونه‌اش: می‌پرسید «مطمئنی؟» و جواب می‌دهد «بله، ۹۲ درصد مطمئنم.» این عدد خیالِ آدم را راحت می‌کند، ولی هیچ محاسبه‌ای پشتش نیست. سه موردِ دیگر از همین جنس را در فصل ۶ دیدید و توضیحشان را به بعد موکول کردم. قسمتِ بعد سراغِ همین‌ها می‌رود.

ورودیِ مدل در برابرِ خروجیِ مدلذخیره‌ی گفت‌وگو روی سرورِ شرکتِ سازندهاشتراکِ شخصی در برابرِ نسخه‌ی سازمانیاکانتِ اشتراکی و سرویسِ واسطهشناسه‌ی ترکیبی: چرا حذفِ اسم کافی نیستشناسه‌های نهفته در فایل (DICOM، سی‌بی‌سی‌تی)رادیوگرافیِ دندانی به‌عنوانِ شناسه‌ی هویتیجدا کردنِ سؤال از بیمار
#پرامپتولوژیست#هوش_مصنوعی#سواد_هوش_مصنوعی#AI_Literacy#مدل_زبانی#LLM#ChatGPT#مسئولیت_حرفه_ای#حریم_بیمار#بی‌نام‌سازی#اکانت_اشتراکی
← قسمت قبلی قسمت بعدی →

جستجوی سراسری دنت‌کست