DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان

روکش ایمپلنت

Implant-Supported Crown
دکتر فواد شهابیان — متخصص پروتزهای دندانی تاریخ انتشار: آخرین بازبینی:
English

تعریف

روکش ایمپلنت یک رستوریشن تک‌واحدی است که تمام ساپورت خود را از ایمپلنت می‌گیرد و از طریق اباتمنت به فیکسچر متصل می‌شود. تفاوت بنیادی آن با روکش دندان طبیعی در بستر اتصال است. روکش دندان روی تاج تراش‌خورده‌ای می‌نشیند که لیگامان پریودنتال دارد و همین لیگامان مقداری حرکت و جذب نیرو فراهم می‌کند. روکش ایمپلنت جزئی از یک مجموعه‌ی نسبتاً صلب استخوان، ایمپلنت، اباتمنت و پروتز است. در چنین مجموعه‌ای هر ناسازگاری در نشست اجزا جایی برای جذب شدن ندارد و مستقیم به تنش در پیچ، در کانکشن، و در استخوان محیطی تبدیل می‌شود. به همین دلیل رفتار بالینی این رستوریشن را سه چیز تعیین می‌کند: پایداری کانکشن اباتمنت به فیکسچر، حفظ پری‌لود پیچ، و دقت نشست. امرجنس پروفایل و کانتور زیرلثه‌ای هم نقشی فراتر از فرم دارند؛ همین بخش است که مسیر گذار از مقطع گرد فیکسچر به مقطع آناتومیک تاج را می‌سازد و شکل نهایی بافت نرم پری‌ایمپلنت را تعیین می‌کند.

مرز مفهوم و سوءبرداشت‌ها

اولین مرز، تفاوت implant-supported با implant-retained است. در حالت ساپورت، تمام بار عملکردی از مسیر ایمپلنت به استخوان منتقل می‌شود. در حالت retained، مثل اوردنچر، ایمپلنت گیر را تأمین می‌کند ولی بخشی از بار همچنان روی مخاط و ریج است. این دو از نظر توزیع نیرو و طراحی دو موجودیت جدا هستند.

سوءبرداشت دوم، تعمیم منطق روکش دندان طبیعی به این رستوریشن است. نبود PDL دو پیامد دارد: ضربه جذب نمی‌شود، و آستانه‌ی تشخیص نیرو بالا می‌رود، یعنی بیمار تماس زودرس را دیرتر و در نیروی بیشتری حس می‌کند. بنابراین معیارهای معمول تنظیم تماس، به‌خصوص وقتی واحد ایمپلنت کنار دندان طبیعی قرار دارد، قابل انتقال نیستند.

سومین خطا در سطح واژگان است و اتفاقاً پیامد بالینی دارد. سه شیوه‌ی اتصال وجود دارد نه دو تا، ولی معمولاً فقط دوتای اول نام برده می‌شوند. در طراحی screw-retained، روکش و اباتمنت یک قطعه‌ی واحد هستند و مستقیم با پیچ به فیکسچر بسته می‌شوند. در طراحی cement-retained، اباتمنت جداگانه پیچ می‌شود و روکش داخل دهان روی آن سمان می‌شود. حالت سوم screw-mented یا screw-mentable است، که در آن روکش خارج از دهان روی اباتمنت یا تای‌بیس سمان یا باند می‌شود و سپس کل مجموعه به‌صورت پیچ‌شونده در دهان قرار می‌گیرد. فرم رایج امروزی آن hybrid abutment crown است: یک بلوک مونولیتیک زیرکونیا یا گلاس‌سرامیک (مثل لیتیوم دی‌سیلیکات) که روی تای‌بیس تیتانیومی باند شده است. این گزینه‌ی سوم صرفاً یک تکنیک لابراتواری نیست، یک تصمیم طراحی است، چون هم‌زمان مزیت بازیابی‌پذیری حالت پیچ‌شونده را حفظ می‌کند و ریسک سمان باقی‌مانده‌ی زیرلثه‌ای را حذف می‌کند. در عوض یک نقطه‌ضعف تازه اضافه می‌کند: اینترفیس باند سرامیک به تیتانیوم، که مهم‌ترین الگوی شکست آن دیباند شدن است و کیفیتش کاملاً به آماده‌سازی سطح، ایربورن ابریژن و پرایمر مناسب وابسته است.

نکته‌ی چهارم درباره‌ی سمان است. باقی‌ماندن سمان در عمق زیرلثه‌ای یکی از عوامل مستند مرتبط با موکوزیت و پری‌ایمپلانتیت است و حذف کامل آن در مارجین‌های عمیق قابل اتکا نیست. این تنها به حالت سمان داخل دهانی مربوط است، نه به سمان کردن خارج دهانی در حالت screw-mented.

پنجمین و مهم‌ترین خلط مفهومی، یکی گرفتن عارضه‌ی تکنیکی با شکست ایمپلنت است. شایع‌ترین مشکلات این رستوریشن‌ها از جنس پروتزی هستند، مثل شل شدن پیچ یا چیپینگ سرامیک ونیرشده. نسبت دادن این‌ها به «شکست ایمپلنت» مسیر تحلیل علت را منحرف می‌کند. اینجا یک تصحیح دیگر هم لازم است: فراوانی شل شدن پیچ در کانکشن‌های کونیکال داخلی (conical connection یا Morse taper) به‌شکل معناداری کمتر از داده‌های نسل‌های قدیمی با کانکشن هگز خارجی است، و استناد به آمار قدیمی برای طراحی امروز خودش یک خطاست.

آخرین مورد، از دست رفتن تماس پروگزیمال بین روکش ایمپلنت و دندان طبیعی مجاور در طول زمان است. این پدیده مستند و نسبتاً شایع است و خطای لابراتوار نیست. نتیجه‌ی طبیعی مهاجرت فیزیولوژیک دندان‌ها در برابر واحدی است که حرکت نمی‌کند.

نقش در تصمیم‌گیری درمانی

روکش ایمپلنت آخرین مرحله‌ی درمان است، اما سرنوشت آن در همان مرحله‌ی اول رقم می‌خورد. زاویه و موقعیت سه‌بعدی فیکسچر مشخص می‌کند محل خروج پیچ کجاست، و همین یک متغیر عملاً شیوه‌ی اتصال را از پیش تعیین می‌کند.

اگر محل خروج پیچ قابل قبول باشد، ترجیح منطقی حالت پیچ‌شونده است، چه به‌صورت یکپارچه و چه به‌صورت screw-mented. هر دو بازیابی‌پذیری می‌دهند و ریسک سمان زیرلثه‌ای را حذف می‌کنند. انتخاب بین این دو بیشتر به متریال و ملاحظات لابراتواری برمی‌گردد تا به بیولوژی. اگر خروج پیچ کمی از موقعیت مطلوب منحرف باشد، پیش از رفتن به سمت سمان داخل دهانی باید کانال پیچ زاویه‌دار بررسی شود، چون تنها راهکاری است که خودِ محل دسترسی پیچ را جابه‌جا می‌کند. حالت cement-retained داخل دهانی وقتی وارد تصمیم می‌شود که این گزینه پاسخ ندهد و انحراف محور از محدوده‌ی قابل جبران بیشتر باشد. در آن صورت مارجین باید تا حد امکان نزدیک به سطح لثه طراحی شود، و اگر عمق زیرلثه‌ای اجتناب‌ناپذیر بود، استفاده از رپلیکای اباتمنت برای حذف سمان اضافی خارج از دهان یک اقدام معقول است.

محدودکننده‌های بعدی، فضای رستوریتیو عمودی، فاصله‌ی افقی تا دندان و ایمپلنت مجاور، و ضخامت و کیفیت بافت نرم هستند. فضای عمودی کم می‌تواند خودش حالت پیچ‌شونده را تحمیل کند، چون ارتفاع کافی برای گیر سمان وجود ندارد.

در سطح اکلوزال، مجموعه‌ای از قراردادها با عنوان implant-protected occlusion وجود دارد: کاهش عرض اکلوزال تیبل، حذف تماس‌های خارج مرکزی روی واحد ایمپلنت، و تنظیم تماس سبک‌تر در بار سبک. باید صادق بود که مبنای این قراردادها بیشتر مکانیستیک و اجماعی است تا مبتنی بر شواهد قوی. نقش اورلود اکلوزالی در تحلیل استخوان کرستال هنوز موضوع مناقشه است و نباید مثل قانون اثبات‌شده ارائه شود. با این حال، چون هزینه‌ی رعایت این اصول ناچیز و هزینه‌ی خطا بالاست، رعایتشان تصمیم معقولی است، به شرط آنکه بدانیم داریم بر پایه‌ی احتیاط عمل می‌کنیم نه بر پایه‌ی قطعیت.

محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندان‌پزشکان و دانشجویان دندان‌پزشکی تهیه شده است.

جستجوی سراسری دنت‌کست