Insight 62 — همرنگ کردن دو روکش زیرکونیای مجاور؛ یک راهحل خلاقانه و سریع سر یونیت
تاریخ انتشار:
آخرین بازبینی:
English
توضیح بالینی
وقتی دو روکش زیرکونیای مجاور یکی روی ایمپلنت و دیگری روی دندان طبیعی مینشینند، تیرگیِ اباتمنتِ زیرِ روکشِ ایمپلنت میتواند رنگ آن را از روکشِ دندانِ طبیعی متفاوت نشان دهد؛ راهحل، تیره کردنِ هدفمندِ سطحِ داخلیِ روکشِ دندانِ طبیعی با یک مداد استریل، دقیقاً در محدودهی معادلِ اباتمنت بود
این یادداشت دربارهی یک چالش زیبایی در دو روکش زیرکونیای مجاور هم است. چیزی که باعث شد این کیس را بنویسم، راهحل سریع و خلاقانهای بود که برای رفع خطای رنگِ ناشی از زیرساختهای متفاوت به کار بردم.
-
توضیح بالینی
وقتی دو روکش زیرکونیا کنار هم قرار میگیرند و یکی روی ایمپلنت و دیگری روی دندان طبیعی است، سایهی اباتمنت میتواند دردسرساز شود و رنگها را متفاوت نشان دهد — در این کیس، با یک راهکار خلاقانه و خارج از چارچوب سر یونیت، اختلاف رنگِ ناشی از تیرگی اباتمنت را بدون نیاز به لابراتوار حل کردم. -
مسئله
بیماری داشتم که نیاز به دو روکش برای دندانهای سانترال داشت. یکی از سانترالها ایمپلنت بود و دندان سانترال مجاور، یک دندان طبیعی با بافتِ دندانیِ زیاد بود (در واقع فقط یک تعویض روکش ساده بود و پست و کوری در کار نبود).
لابراتوار دو روکش زیرکونیای مونولیتیک ساخته بود. وقتی دو روکش را داخل دهان بیمار امتحان کردم، متوجه یک تفاوت رنگِ مشخص شدم. دلیلیش واضح بود: روکشی که روی ایمپلنت قرار میگرفت، به خاطر تیرگیِ اباتمنتِ زیرش، رنگی متفاوت از روکشِ دندان طبیعی پیدا کرده بود. با توجه به محدودیت زمانیِ شدیدی که در آن جلسه داشتم، امکان برگشت دادنِ کار به لابراتوار نبود و باید همان لحظه یک راهحل پیدا میکردم. -
کاری که کردم
ایدهای به ذهنم رسید: اگر بتوانم قسمت داخلی روکش دندان طبیعی را کمی تیره کنم، شاید بتوانم آن را با روکش ایمپلنت «مچ» کنم.
یک مداد استریل برداشتم و سطح داخلی (Intaglio surface) روکش زیرکونیای دندان طبیعی را در محدودهای که معادل اباتمنتِ ایمپلنت بود، کمی تیره کردم؛ چیزی شبیه به یک استینگذاریِ فوری و دستی.
وقتی روکشها را دوباره تست کردم، نتیجه عالی بود. مشکل کاملاً حل شد و هر دو رستوریشن از نظر بصری کاملاً همرنگ و هماهنگ شدند. -
چرا این کار از نظر کلینیکی مشکلی ایجاد نکرد؟
دلیل اینکه با خیال راحت این کار را کردم این بود که قرار بود سمانِ این روکشها به شکل دائم و کانونشنال انجام شود. چون نیازی به سمان رزینی و پروتکلهای حساسِ باندینگ نداشتیم، تیره کردنِ سطح داخلی با مداد، نه مشکل لیکیج (ریزنشتی) ایجاد میکرد و نه تداخلی در باندینگ به وجود میآورد. -
در این کیس و حرف آخر
البته که از نظر علمی و ایدهآل، بسیار بهتر است در چنین کیسهایی کار به صورت لایهلایه (Layering) انجام شود یا از استینهای داخلیِ اصولی در لابراتوار استفاده کنیم.
راهکاری که من در این کیس اجرا کردم روی یک کار مونولیتیک بود و صرفاً ترفندی بود که در آن شرایطِ زمانیِ محدود، سریع جواب داد. شاید این روش را به عنوان یک پروتکلِ روتینِ کلینیکی توصیه نکنم، اما به عنوان یک «ایدهی اورژانسی» و یک فکرِ خارج از چارچوب، بد نیست آن را گوشهی ذهنتان داشته باشید تا اگر روزی در شرایط مشابهی گیر کردید، به کارتان بیاید.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.