Chairside 42
فضای اضافی کنار ایمپلنت را از کدام سمت ببندیم؟
در این کیس، تصمیم دربارهٔ زمان ساخت روکش ایمپلنت به هماهنگی میان طرح پروتزی و ادامهٔ درمان ارتودنسی وابسته بود. پیش از ساخت روکش، لازم بود موقعیت مطلوب دندانها و نحوهٔ توزیع فضای قدامی مشخص شود.
امروز بیماری برای مشاوره مراجعه کرده بود که در ناحیه لترال بالا سمت چپ ایمپلنت داشت. سؤالش این بود که آیا درمان ارتودنسی به مرحلهای رسیده که بتوانیم روکش ایمپلنت را بسازیم یا هنوز به جابهجایی دندانها نیاز داریم؟
در نگاه اول، فضای موجود بین سانترال و کانین چپ برای ساخت روکش لترال بیش از اندازه بود. اما مسئله اصلی فقط زیاد بودن فضا نبود؛ باید مشخص میکردیم این فضای اضافه از کدام سمت بسته شود.
آیا سانترالها و دندانهای مجاور باید به سمت چپ حرکت کنند یا کانین چپ و دندانهای خلفی آن به سمت راست بیایند؟ پاسخ این سؤال تعیین میکرد که روکش ایمپلنت را با چه ابعادی و در چه موقعیتی طراحی کنیم.
برای تصمیمگیری، ابتدا میدلاین بیمار را بررسی کردم. یکی از رفرنسهای ما برای ارزیابی میدلاین دندانی، فیلتروم لب بالاست. در این بیمار، میدلاین دندانی نسبت به فیلتروم به سمت چپ انحراف داشت. بنابراین نباید با حرکت بیشتر سانترالها به سمت چپ، این انحراف را تشدید میکردیم.
با توجه به این موضوع، طرح پیشنهادی من این بود که روکش ایمپلنت را با ابعادی مشابه لترال سمت مقابل طراحی کنیم و کانتکت مزیال آن را با سانترال چپ برقرار کنیم. به این ترتیب، فضای اضافه در دیستال روکش باقی میماند و مشخص میشد که کانین چپ و دندانهای خلفی آن باید چه میزان به سمت راست حرکت کنند.
البته این طراحی به شرطی امکانپذیر بود که موقعیت ایمپلنت اجازه ساخت روکش با فرم و پروفایل خروج مناسب را بدهد. هدف این نبود که صرفاً با پهنتر ساختن روکش، تمام فضای موجود را پر کنیم. میتوانستیم ابتدا موقعیت و ابعاد پیشنهادی روکش را در یک طراحی دیجیتال مشخص کنیم تا مبنایی برای هماهنگی با متخصص ارتودنسی باشد و پس از اصلاح موقعیت دندانها، روکش نهایی را بسازیم.
اما بیمار خواسته دیگری هم داشت؛ دوست داشت سانترالهایش کمی پهنتر باشند.
در وضعیت فعلی، فضای کافی برای افزایش عرض سانترالها وجود نداشت. از طرفی، نمیتوانستیم برای ایجاد این فضا سانترالها را به سمت چپ حرکت دهیم، چون میدلاین از قبل به همان سمت انحراف داشت.
راهکاری که به نظرم رسید، ایجاد یک دیاستم کنترلشده بین دو سانترال بود. اگر سانترال راست و دندانهای دیستال آن به سمت راست حرکت میکردند، میتوانستیم بین دو سانترال فضای جدیدی ایجاد کنیم. بعداً با تقسیم این فضا بین دو سانترال و افزایش عرض آنها، هم ابعاد دندانها را به خواسته بیمار نزدیک کنیم و هم میدلاین را اصلاح کنیم.
در واقع، بهجای اینکه فقط به فضای موجود برای روکش ایمپلنت فکر کنیم، باید موقعیت دندانهای قدامی را در کنار هم میدیدیم. یک طرف مسئله، بستن فضای اضافی در ناحیه ایمپلنت بود و طرف دیگر، اصلاح میدلاین و تناسب ابعاد سانترالها.
در پایان، بیمار پرسید: «آیا متخصص ارتودنسی میتواند این جابهجاییها را انجام دهد؟»
توضیح دادم که اگر بخواهیم به نتیجه ایدئال از نظر زیبایی برسیم، این طرح درمانی است که پیشنهاد میکنم. اما اینکه این حرکات از نظر ارتودنتیک امکانپذیر هستند یا نه، باید توسط متخصص ارتودنسی بررسی شود.
اگر انجام آنها امکانپذیر باشد، میتوانیم درمان را بر اساس موقعیت مطلوب دندانها پیش ببریم. اگر هم متخصص ارتودنسی تشخیص دهد که بخشی از این جابهجاییها قابل انجام نیست، حداقل محدودیتهای درمان را میدانیم و میتوانیم بهترین نتیجه ممکن را در همان چارچوب طراحی کنیم.
نکته این کیس برای من این بود که وجود فضای کافی برای ساخت روکش ایمپلنت، لزوماً به معنای آماده بودن بیمار برای درمان پروتزی نیست. گاهی پیش از اینکه تصمیم بگیریم روکش را با چه ابعادی بسازیم، باید مشخص کنیم فضای موجود قرار است چگونه بین دندانها توزیع شود؛ بهخصوص وقتی ایمپلنت در موقعیتی ثابت قرار دارد و تنها دندانهای طبیعی امکان جابهجایی دارند.
محتوای این صفحه برای استفادهٔ آموزشی دندانپزشکان و دانشجویان دندانپزشکی تهیه شده است.