DentCast
DentCast
دکتر فواد شهابیان
Share Hub

بریج با ریتینر ونیر؛ چه زمانی انتخاب مناسبی است؟

English

معرفی

فرض کنیم بیماری یکی از دندان‌های قدامی را از دست داده، اما دندان‌های مجاور سالم‌اند. ایمپلنت یکی از گزینه‌هاست، ولی محدودیت فضا یا استخوان، نزدیکی ریشه‌ها یا تمایل نداشتن بیمار به جراحی می‌تواند انتخاب آن را دشوار کند. بریج متداول هم به تراش قابل‌توجه دندان‌های مجاور نیاز دارد.

بریج باندشونده با ریتینر لینگوال یا پالاتال گزینهٔ محافظه‌کارانه‌تری است، اما در بعضی شرایط محدودیت دارد؛ مثلاً دیپ‌بایت می‌تواند فضای لازم برای ریتینر پالاتال را محدود کند. ضمن اینکه چنین ریتینری، فرم یا رنگ دندان‌های مجاور را اصلاح نمی‌کند.

ایدهٔ بریج با ریتینر ونیر (Veneer-Retained Fixed Dental Prosthesis یا VRFDP) این است که پونتیک به ونیرهای دندان‌های مجاور متصل شود. بنابراین، در کیس مناسب، جایگزینی دندان و اصلاح فرم دندان‌های پایه می‌تواند در یک درمان انجام شود.

در مقاله‌ای منتشرشده در سال ۲۰۲۵، این روش در سه بیمار و مجموعاً چهار بریج گزارش شد؛ زیرا بیمار اول دو دندان ازدست‌رفته داشت. پیگیری‌ها تا پنج سال ادامه داشت.

توضیح

چه زمانی به ونیر بریج فکر کنیم؟

این روش قرار نیست جایگزین تمام بریج‌های باندشونده شود. منطق آن زمانی قوی‌تر است که دندان‌های مجاور از قبل به ونیر نیاز دارند، فضای بی‌دندانی باید همراه با تغییر فرم دندان‌ها مدیریت شود یا شرایط اکلوژن استفاده از ریتینر لینگوال یا پالاتال را دشوار کرده است.

سه کیس مقاله، سه وضعیت متفاوت را نشان می‌دهند.

کیس اول: دیپ‌بایت و محدودیت ریتینر لینگوال

بیمار ۲۲ساله‌ای پرمولر اول بالا و پایین سمت چپ را از دست داده بود. دندان‌های مجاور زنده و بدون رستوریشن بودند، اما دیپ‌بایت شدید و راهنمای قدامی شیب‌دار داشت. ریشه‌های مجاور فضای بی‌دندانی نیز پس از ارتودنسی قبلی تیپ شده بودند و بیمار درمان ارتودنسی مجدد را نمی‌پذیرفت.

نویسندگان به دلیل دیپ‌بایت، بریج باندشونده با ریتینر متداول را مناسب ندانستند و برای هر دو ناحیه، بریج با ریتینر ونیر از لیتیوم دی‌سیلیکات مونولیتیک انتخاب کردند. برای پرمولر پایه در فک بالا، به‌دلیل جهت نیروهای اکلوزالی، طراحی آنله به کار رفت.

نکتهٔ کلینیکی: وقتی ریتینر لینگوال یا پالاتال با شرایط اکلوژن سازگار نیست، می‌توان طراحی دیگری را بررسی کرد؛ البته به شرط وجود فضای کافی برای مادهٔ رستوریتیو و کانکتورها.

تراش ونیر و آنلهٔ دندان‌های پایه برای جایگزینی پرمولر اول فک بالا.
تراش ونیر و آنلهٔ دندان‌های پایه برای جایگزینی پرمولر اول فک بالا. Alikhasi et al., 2025, Fig. 2

کیس دوم: همراه شدن جایگزینی دندان با مدیریت فضا

بیمار ۴۵ساله‌ای لترال پایین سمت راست را به‌دلیل مشکل شدید پریودنتال از دست داد. او اپن‌بایت قدامی سه‌میلی‌متری، فاصله میان دندان‌های قدامی و تغییر رنگ خفیف داشت. پس از کشیدن، از تاج همان دندان به مدت دو ماه به‌عنوان پونتیک موقت استفاده شد.

عرض فضای موجود از ابعاد طبیعی لترال پایین بیشتر بود. بنابراین، ساخت بریج با ریتینر لینگوال بدون اصلاح فرم و توزیع فضا می‌توانست نتیجهٔ زیبایی نامناسبی ایجاد کند. به همین دلیل، برای لترال راست بریج با ریتینر ونیر و برای دندان‌های قدامی سمت چپ ونیرهای جداگانه طراحی شد.

نکتهٔ کلینیکی: گاهی مسئله فقط پر کردن فضای خالی نیست؛ باید عرض و فرم دندان‌های مجاور نیز هم‌زمان در طرح درمان دیده شود.

کیس سوم: وقتی دندان‌های پایه خودشان به ونیر نیاز دارند

بیمار ۲۱ساله‌ای لترال راست بالا را از دست داده بود. لترال چپ Peg-Shaped بود، بین سانترال‌ها دیاستم وجود داشت و لبه‌های اینسایزال سانترال‌ها نیز ساییده شده بودند. بیمار تمایلی به جراحی ایمپلنت نداشت و اصلاح زیبایی دندان‌های قدامی هم بخشی از درمان بود.

اگر بریج باندشوندهٔ پالاتال همراه با ونیرهای لبیال ساخته می‌شد، بعضی دندان‌های پایه باید از هر دو سطح لبیال و پالاتال تراش می‌خوردند. بنابراین، نویسندگان تصمیم گرفتند همان ونیرهای لبیال نقش ریتینر بریج را نیز داشته باشند.

نکتهٔ کلینیکی: وقتی دندان‌های پایه از قبل اندیکاسیون ونیر دارند، می‌توان از تراش اضافهٔ پالاتال برای یک ریتینر مجزا پرهیز کرد. اما اگر دندان‌های پایه کاملاً سالم باشند، تراش لبیال صرفاً برای ساخت بریج لزوماً محافظه‌کارانه‌تر نیست.

نمای قبل از درمان؛ فقدان لترال راست بالا، لترال مقابل Peg-Shaped و دیاستم.
نمای قبل از درمان؛ فقدان لترال راست بالا، لترال مقابل Peg-Shaped و دیاستم. Alikhasi et al., 2025, Fig. 1

طراحی ریتینر؛ چرا کانکتور مهم است؟

در این گزارش از لیتیوم دی‌سیلیکات استفاده شد. برای ریتینرهای ونیر، طراحی Butt-Joint با حدود دو میلی‌متر تراش اینسایزال و ۰٫۵ تا یک میلی‌متر تراش لبیال توصیف شده است. البته در کیس دوم فقط اصلاح محدودی در لبه‌های اینسایزال انجام شد. تراش در سمت فضای بی‌دندانی تا Line Angle پروگزیمولینگوال امتداد یافت تا عرض کافی برای کانکتور فراهم شود.

چون پونتیک از طریق اتصال به ریتینرهای نسبتاً نازک نگهداری می‌شود، ابعاد کانکتور اهمیت زیادی دارد. نویسندگان به توصیهٔ سازنده برای سطح مقطع ۱۶ میلی‌متر مربع و در صورت محدودیت عرض باکولینگوال، افزایش ارتفاع اکلوزوژنژیوال کانکتور اشاره می‌کنند. نسبت ارتفاع به عرض بیشتر از یک نیز در مقاله مطرح شده است.

این اعداد به پروتکل ماده و طراحی مورد بحث مربوط‌اند؛ نباید آن‌ها را بدون بررسی اندیکاسیون و دستورالعمل سازنده به تمام بریج‌ها تعمیم داد.

اکلوژن؛ بخشی از طرح درمان، نه فقط تحویل

پیش از ساخت، از Wax-up و Mock-up برای بررسی فرم و اکلوژن استفاده شد. در کیس‌های اول و سوم، راهنمای کانین در نظر گرفته شد. در کیس دوم، چون بیمار قصد تغییر اپن‌بایت موجود را نداشت، اصلاح اکلوژن برنامه‌ریزی نشد.

هدف تنظیم تماس‌های سنتریک و اکسنتریک به‌گونه‌ای بود که تنش بیش‌ازحد به پونتیک وارد نشود. محافظه‌کارانه بودن تراش، به‌تنهایی موفقیت بریج را تضمین نمی‌کند؛ طراحی کانکتور و کنترل نیروها هم تعیین‌کننده‌اند.

نمای نهایی بریج‌های با ریتینر ونیر پس از سمان.
نمای نهایی بریج‌های با ریتینر ونیر پس از سمان. Alikhasi et al., 2025, Fig. 3

نتایج درمان و شواهد پیشین

نویسندگان از پیگیری سالانهٔ بیماران تا حداکثر پنج سال و نبود عارضهٔ مکانیکی یا بیولوژیک گزارش داده‌اند. بیماران از نتیجهٔ درمان رضایت داشتند.

این خبر امیدوارکننده است، اما نباید آن را نرخ موفقیت پنج‌سالهٔ این روش دانست؛ مقاله فقط سه بیمار را توصیف می‌کند و مدت پیگیری هر بریج را جداگانه مشخص نکرده است.

در مرور گزارش‌های پیشین، هفت مقاله وارد مرور شد. در تعدادی از گزارش‌های قدیمی‌تر، به‌ویژه با پرسلن فلدسپاتیک، شکست پونتیک یا ریتینر، مشکلات مارجینال و مشکلات پریودنتال گزارش شده بود. استفاده از لیتیوم دی‌سیلیکات در مطالعهٔ حاضر ممکن است مزیتی داشته باشد، اما از این گزارش‌های غیرکنترل‌شده نمی‌توان اثر مستقل جنس سرامیک را اثبات کرد.

نتیجه‌گیری

بریج با ریتینر ونیر گزینه‌ای برای کیس‌های انتخاب‌شده است، نه جایگزینی عمومی برای ایمپلنت یا بریج باندشوندهٔ متداول.

این طراحی زمانی جذاب‌تر است که جایگزینی دندان با اصلاح فرم، رنگ یا توزیع فضای دندان‌های مجاور همراه باشد یا ریتینر لینگوال و پالاتال از نظر اکلوژنی با محدودیت روبه‌رو باشد.

برداشت کلینیکی من از مقاله این است که سؤال اصلی فقط «چگونه جای دندان غایب را پر کنیم؟» نیست؛ باید ببینیم کدام طراحی، با کمترین تراش توجیه‌پذیر، زیبایی و مقاومت مکانیکی لازم را هم‌زمان فراهم می‌کند. برای بررسی پارامترهای بالینی این درمان، مانند طراحی بهینهٔ تراش، مطالعات کنترل‌شدهٔ بیشتر می‌تواند مفید باشد.

نویسنده: Marzieh Alikhasi

جستجوی سراسری دنت‌کست